| فلسفه عزاداری |
|
کارشناسان برنامه جناب آقای دکتر محمد علی مهدوی راد عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و آقای دکتر فتح الله نجار زادگان عضو هیئت علمی دانشگاه تهران سوال- دلیل اینکه بعد از 1400سال عزاداری میکنیم چیست؟ کدام یک از ادیان به این کار می پردازند؟ در کل، فلسفه عزاداری چیست ؟ پاسخ- عزاداری اولاً بالذات انسانی و فطری ، ثانیاً مکتبی و مسلکی و ثالثاً مذهبی است. یعنی اینطور نیست که عزاداری خاصّ اسلام، شیعه یا ایرانی باشد در اصل نوعی به یاد آوردن است، البته آن نوع عزاداری که در شیعه بر آن امر شده و روایاتی که در رابطه با عزاداری امام حسین(ع) نقل شده از نوع و گونهای دیگر است ولی اینکه با این جهت گیری به آن بیندیشیم که یک یاد و یاد کرد از کسی است که او را دوست داریم . این یاد ،اختصاص به ما یا 1400 سال ندارد، همچنین در فرهنگهای دیگر هم وجود دارد مثلاً از یک سرباز گمنام خود یاد میکنند. همهی ملیتها با به یاد آوردن عزیزان، به دنبال یک هدف هستند، مسلمانان هم با یک هدفی مراسم محرم و عاشورا را برگزار میکنیم. دو نکته حائز اهمیت است یکی اینکه فلسفه ی عزاداری افزون بر وجه عامی که دارد باید مشاهده کنیم واکنش دشمنان دین و اهل بیت درباره این حرکت چه بوده و متناسب با واکنشها ، آن را سامان دهیم. اگر آنها بنابر این دارند که این صدا را خاموش نمایند، ما هم باید همواره بکوشیم که این فریاد و ندا را زنده نگه داریم و به پیش ببریم. این یک ویژگی است که در این مکتب و حرکت وجود دارد. نکته دوم هم این است که برای تبیین فلسفه عزاداری، ما باید عاشورا را یک فرهنگ و مکتب به هم پیوسته که اجزا و عناصر متصل بهمی دارد ببینیم. سوال- اگر بپذیریم که قرار است برای امام حسین(ع) عزاداری کنیم . آیا بارزترین نماد عزاداری،سینهزنی است که ممکن است از لحاظ اجتماعی به شغل و کار مردم ضربه زند ؟( فلسفه عزاداری ) پاسخ- این حرکت شاید برترین و بهترین نمود نباشد ولی اشکالی هم ندارد چرا که یک نماد است یعنی یک عزاداری وجود دارد که ما براساس فلسفه ، اندیشه و هدف آن را انجام میدهیم که برای رسیدن به هدف میتوانیم سینهزنی که یک عرف است را داشته باشیم. در هر نقطهای که شیعهای وجود دارد، این نوع عزاداری هم خواهید دید. اگر این حرکت به شکلی شد که فردی مورد آزار قرار گرفت، هیچ کس آن را توصیه نمیکند. آن کسی که این دسته ی سینهزنی از کنار مغازه یا خانهاش عبور میکند او هم این عشق و شور را دارد. سوال- در این سینهزنیها بسیاری از افراد با زدن قمه به بدن خود آسیب میرسانند . آیا سینهزنی مثل همان قمهزنی نیست ؟( فلسفه عزاداری ) پاسخ- اولاً قمه زنی، یک حرکت تقریباً اشمئزاز آفرین است و مقام معظم رهبری هم چندین سال قبل در جایگاه رهبری دقیق بر این نکته تکیه کردند. اگر بازخورد فضای جهانی آن را هم ببینیم همیشه این حرکت را عنوان و بیان کرده اند. در سینه زنی یک حرکتی که به آن معتقد هستیم برای یک آرمان انجام میدهیم،در درون مایه این حرکت، یک حقیقت بلند وجود دارد و آن معرفت وعشق است. سوال- آیا سرخ شدن سینه که حد شرعی برای آن تعیین شده اشکالی ندارد؟( فلسفه عزاداری ) پاسخ- دو نکته وجود دارد. یکی اینکه گاه به فردی دیگر ضربهای میزنیم که بدن او سرخ میشود . گاه به خودمان ، بخاطر هدف برتر ضربه می زنیم . به تعبیر فقهی، اگر ما اهم و مهم را بسنجیم در اینجا فقها فتوا میدهند که اگر این ضرر در حدی نباشد که عرف آن را ناپسند تلقی کند، مشکلی ندارد. سوال- آیا کسانی که صورت خود را می خراشند اشکالی ندارد ؟ ( فلسفه عزاداری ) پاسخ- سینهزنی و زنجیرزنی را برخی از فقها فتوا دادند که اگر در حدی نباشد که عرف عام آن را ضرر بیرون از محدوده تلقی کنند، مشکلی ندارد ولی درخصوص، خراشیدن هیچ فتوایی داده نشده است. سوال- همانطور که میدانیم، قیام عاشورا، پیروزی خون بر شمشیر بوده پس چه دلیلی برای عزاداری وجود دارد؟ تا با مظلومنمائی و عزاداری، شخصیت امام حسین(ع) را تضعیف کنیم ؟( فلسفه عزاداری ) پاسخ- یک واقعیت را نباید فراموش کرد و آن اینکه ما مظلومنمائی نمیکنیم. عاشورا،کربلا و حادثه محرم ذو وجوه است ، در یک وجه آن حماسه، حرکت و تلاش برای اعتلای حق است و در طرف دیگر آن ستم بارگی و درندگی وجود دارد که طبیعتاً در آن مظلومیت هم رقم خورده است. تاریخ کربلا ، از روشنترین بخشهای تاریخهای اسلام است . یکی از علتهای آن این است که افرادی که از کربلا بازگشتند بعدها وجدان شان به آنها فشار وارد میکرد و وقایع را بر زبان میآوردند. لذا در تاریخ اسلام افرادی که سعی بر این داشتند که این وقایع را سربسته نگه دارند موفق به انجام آن نشدند. همه انسانها، شیعه ، سنی ، مسیحی ،هندی و حتی یهودیان به این حادثه نگاه کرده اند . آنها هم از بُعد حماسی و هم از بُعد ستمبارگی حیرت زده و شگفت زده گشته اند. از استاد شهید مطهری آمده است که:"آنچه در این حادثه مهم است و بیشترین جلوهاش، حماسه و ایستادن برای حق است. دشمن مظلومیت را رقم زده و ما فقط برای گزارش تاریخ آن را عرضه میکنیم ، پس ما مظلومنمائی نمیکنیم. سوال- ما همیشه عزاداری امام حسین(ع) را ده روز قبل از شهادت ایشان آغاز و نهایتاً در شام غریبان به پایان میرسانیم در صورتی که در تمام مراسمهای عزاداری ، ما روز شهادت و بعد از آن به سوگ مینشینیم. چرا باید اینگونه باشد؟( فلسفه عزاداری ) پاسخ- این سنتی است که در میان ائمه (ع) هم وجود داشته است . در روایت آمده که حضرت صادق(ع) یک روز قبل از محرم آمادگی ایجاد میکرد و این روزهای قبل از عاشورا را برای مهیا شدن به اوج انجام میدادند. این مشکلی ندارد به شرط آنکه بعد هم فراموش نکنیم. خوشبختانه در بعضی شهرها این مقوله رعایت میشود، به آن اهمیت میدهند و شور و هیجان دهه اول را حفظ مینمایند. سوال- گفته شده در مجالس امام حسین(ع) ریا هم میتوان کرد یعنی اگر اشک شما نمیآید حالت آن را به خود بگیرید،چطور عملی که ناپسند است در مجالس امام حسین(ع) پسندیده میشود ؟ ( فلسفه عزاداری ) پاسخ- چرا اسم این حرکت را ریا میگذارید ؟ ریا به معنای این است که فرد کاری کند که در نزد دیگران محبوب شود در حالیکه آن امرعبادی است و باید خالص برای خدا باشد، وقتی گفته شده برای امام حسین(ع) حالت حزن به خود بگیرید که شاید این مقدمهای باشد تا وارد عرصه اشک شوید ریا نخواهد بود. بنابراین خود را به گریه زدن آغازی برای ورود به عزاداران مخلص برای امام حسین(ع) است. سوال- آیا امام حسین (ع) به عزاداری ما احتیاج دارد؟ یعنی به گریه کردن یا لبیک گفتن ما احتیاج دارند؟( فلسفه عزاداری ) پاسخ- اشک نوعی نماد است برای کسی که به او عشق میورزیم ، اشک میریزیم اگر این لبیک را ذات وجوه تصور کنیم و وجوه آن را باز کنیم یکی از ابعاد آن،اشک ریختن است. اشک جدای از لبیک نیست. آن چهرههای برجسته آغاز حرکت را با آیات قرآن شروع کردند و به یاد امام(ع) اشک ریختند، سپس شمشیر برداشتند و به میدان رفتند. اشک هرگز به معنای این نیست که با آن یا آتش خشم خود را علیه دشمن یا آگاهی و حرکت را خاموش کنیم. آن اشک یک عشق سوزان به امام حسین(ع) است. سوال- از منظر امام شناسی آیا امام حسین(ع) بیشتر از اشک به لبیک ما احتیاج ندارند ؟( فلسفه عزاداری ) پاسخ- اگر اینها را روبه روی هم ببینیم آنگاه میتوان گفت به کدام یک بیشتر نیاز است ولی اگر اشک را در راستای حیات بخشیدن به حماسه ، شور و اعلام آمادگی برای جانفشانی ببینیم دیگر جدایی آنها معنا پیدا نمیکند. این بندگان هستند که باید با مکتب عاشورا زندگی کنند . امام حسین(ع) که محتاج اشک بنده نیست. اگر امام و ائمه توصیه به اشک ریختن کردهاند برای همین است که در راستای لبیک گفتن است. سوال- چرا آن قدر که بر گریه تأکید شده بر مطالعه در زندگانی امام(ع) و لبیک گفتن نشده است؟ این ضعف و کمبود در روایاتهاست یا در ابلاغ آنها ؟( فلسفه عزاداری ) پاسخ- اگر یک روایت در یک موضوعی داشته باشیم با پنجاه روایت در صحت آن موضوع، تفاوتی ندارد و بالعکس، اگر یک روایت در جایی داشته باشیم و سی روایت غلط در باب همان موضوع در جایی دیگر، میگوئیم آن سی روایت غلط خود را تصحیح میکنند و جای این یک روایت مینشینند. حضرت امام حسین(ع) فرمودند:" من که حرکت کردم، الگوی شما هستم". وقتی بیان شده من امام شما هستم یعنی شما باید وجوه اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خود را مثل من بسازید. در کنار اشک رسالتهای دیگری هم وجود دارد . یکی تحریف زدایی، دیگری آگاهی و ...است. نکته آخر اینکه قانونی وجود دارد و آن اینکه همیشه سخن عام با سخن مقید دایرهاش محدود میشود. مثلاً پدر وارد خانه میشود و میفرماید: تشنه هستم ، چیزی برای رفع عطشم بیاور ولی اگر بیدمشک باشد بهتر است، در اینجا قیدی در نظر گرفتند. ائمه فرمودهاند گریه کنید ، در کنار آن هم جملهای دارند و بارها تکرار کردهاند که آن این است : در کنار گریه به شناخت هم برسید. سوال- در بسیاری از روایات آمده که گریه کردن برای امام حسین(ع) انسان را پاک میکند . پس گفته قرآن چه میشود که در آخرت هر کسی در گرو عمل خودش است؟ فکر نمیکنید این روایات افراد را تشویق به گناه کردن میکند؟( فلسفه عزاداری ) پاسخ- اعتقاد ما این است که اصل اولیه، همه انسانها در گرو عمل خودشان هستند اما اگر خدا بخواهد فقط آدمی را با عملش ارزیابی کند، انسان با مشکلاتی رو به رو خواهد شد . پس نیاز به کمک دارد که این ثوابها میتواند راه گشا باشد ، در کنار این موارد از فضل خداوند هم غافل نشویم.
|
کارشناسان این برنامه جناب آقای دکتر مهدوی راد و سرکار خانم طاهره حمیض
سوال- آیا عزاداری ما ، جنبه ی احساسی دارد یا عقلی ؟ آیا نمی تواند مقداری هم جنبه سیاسی داشته باشد؟ (فلسفه عزاداری ) پاسخ- عزاداری هم باید احساسی و هم عقلانی باشد و از درون مایه های گوناگون فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی ،اخلاقی و عاطفی هم برخوردار باشد. احساس و عاطفه در زندگی انسان بسیار نقش آفرین است . در زندگی ، اگر انسان بی عاطفه و بی احساس باشد مانند سیب زمینی بی رگ است اما در گذرگاه زندگی، چه در عزاداری چه در زندگی خود و چه در رابطه با اطرافیان ، اگر عاطفه و احساس به پشتوانه و هدایت عقلانیت نرسد ، مشکل درست می کند. برای ما به خصوص شیعیان این بسیار مهم است که اولین کتاب ما یعنی اصول کافی ، با کتاب عقل و جهل آغاز می شود . در آنجا با این روایت آغاز میشود که امام فرمودند: " خداوند هنگامی که عقل را آفریدند گفتند : ادبر پشت کن ، پشت کرد، اقبل جلو بیا ،جلو آمد" امام به این نکته اشاره کردند که عقل و خرد زندگی انسان را معنا دار، درست و اصیل میکند و اینکه امام (ع) فرمودند : "هیچ حرکتی در زندگی وجود ندارد جز آنجایی که به فکر و اندیشه محتاج هستی ." اگر در عزاداری های ما بُعد احساس و عاطفه از بین برود مانند (یخ )خواهد شد . آنگاه پویا ، در گذرگاه زمان هدایت آفرین و ما را پیش خواهد برد که بر مبنای عقلانیت استوار شود. حضرت محمد (ص) فرمودند : "من به آگاه کردن و آگاهی را گستراندن مبعوث شده ام" . هنگامی که در رابطه با عقل و قلب به بحث می پردازیم فکر می کنیم که اینها از هم جدا هستند در صورتی که خداوند در قرآن کریم می فرمایند : " لَهُمْ قُلوبُ لا یَعقِلونَ بِها ". قلب در معارف اسلامی یک مرحله فراتر از آن قلبی است که در کتاب های رمان از آن سخن به میان میآید که فقط مرکز احساس است، احساسی که امکان دارد به مبانی نفسانی هم بها بدهد . مانند احساس های شهوانی. در صورتی که قلبی که در قرآن از آن سخن به میان میآید ، میگوید باید تعقل پیدا کند. بنابراین قلب در مبانی اسلامی محل تعقل است . اما این که عزاداری باید احساسی یا عقلانی باشد ، در قرآن کریم اشاره شده که ما از شما عشق می خواهیم . عشق یعنی محبت دو طرفه، نه اینکه من این فرد را دوست دارم چون کارم با آن راه می افتد . اما او نسبت به من این احساس را ندارد . اما در قرآن فقط دو جا اسم مَوَدَتْ آمده که قابل فهم باشد . یکی برای همسر و دیگری برای اهل بیت پیامبر (ص) . بنابراین تمام سفارشاتی که از نحوه ی عزاداری به ما شده است کاملا مبتنی بر هر دو اصل است یعنی باید عاشق امام حسین(ع) شویم و آن عشق هم با معرفت حاصل میشود. زیرا تا زمانی که کسی را دوست نداشته باشیم عاشق نمیشویم . ما ابتدا باید شناختی از او داشته باشیم تا بتوانیم عاشقش بشویم. لذا شناخت عقلی و قلبی احساس با خود به همراه دارد و نهایتاً عشقی حاصل میشود که از ما خواستهاند و اگر به آن درجه نرسیم بی ارزش میشویم . در مبانی اسلام گاهی برای بعضی از عملیاتهای سیاسی و حکومتی از احساس استفاده میکنیم .مثلا حضرت محمد (ص)در بازگشت از غزوه ای درگیری میان مسلمانان مدینه به وجود آمد که این درگیری بین منافقین از گروه انصار و بین مهاجرین بود. در آنجا دو مرد سر چاه آبی دعوا می کنند. رئیس منافقین مدینه حرفهای تلخی می زند که دعوا عمیق تر می شد و همه از جنگ آمده بودند. حضرت محمد (ص) این لشکر را هنگام شب آنقدر راه می برد که همگان خسته می شوند و بعد آن به خواب عمیقی فرو می روند . هنگامی که از خواب بیدار می شدند تمام کدورت ها را فراموش میکردند و پیامبر با ایجاد خستگی در سپاهیان، آن کینه ها و کدورت ها را از آنها دور می کردند. گاهی در روابط سیاسی برای ایجاد اتصال بین روابط خوبی که وحدت آفرین است از احساس هم باید استفاده کنیم . سوال - در فقه شیعه آمده که پوشیدن لباس سیاه، کراهت دارد ولی در ایام محرم و صفر لباس سیاه به تن می کنیم و به دیوارها هم پارچه سیاه می زنیم . آیا پوشیدن لباس سیاه در این ایام از لحاظ روان شناسی باعث افسردگی در روح و روان مردم نمی شود؟ پاسخ - پوشیدن لباس سیاه در محرم یا شهادت ائمه های دیگر توصیه شده است که حالت شعار دارد. پوشیدن همیشگی لباس مشکی کراهت دارد. وقتی حالت شعار و نماد یک حرکت را به خود می گیرد، دیگر کراهت نخواهد داشت. در این ایام لباس را به این جهت میپوشیم و حتی اگر یکی از بستگان هم به رحمت خدا برود ما سیاه بپوشیم . مردم علت آن را جویا می شوند که این حالت نماد دارد. از نظر تاریخی هم، این نماد همیشگی بوده است. از نظر روانشناسی، شب سیاه است و همهی رنگها را پوشش میدهد و زیبایی ها را محو و پنهان میکند. آدم عزادار هم به دلیل منقطع شدن و غم بزرگی که دارد تقاضا دارد کسی به او کاری نداشته باشدو به هیچ فردی اهمیت نمی دهد. اینکه انسانها در عزاداری های خود رنگ سیاه را انتخاب می کنند به دلیل آرامشی است که به فرد می دهد. برای مثال، چرا بنزهای سفارت خانه ها به رنگ سیاه است و حتی شیشه های آن هم سیاه است ؟ برای اینکه آن فردی که در اتومبیل است میخواهد مورد سوء قصد قرار گیرد ولی در آنجا آرامش خاصی دارد و همه ی افکار عمومی این کار را می پسندند . رنگ سیاه به جهت این که چرک و کثیفی را نشان نمی دهد و اسلام دین تمیزی و پاکی است و سفارش شده از رنگ های سفید وروشن استفاده کنیم کراهت دارد . اما برای پوشیدن لباس های رویی و کفش به رنگ سیاه هم بسیار سفارش شده است چرا که وقار، سنگینی و بزرگی با خود به همراه دارد . سوال- عزاداریهای ما که دو ماه طول می کشد یک شبهه برای اکثر مردم به وجود آورده و آن اینکه دین اسلام، دین غم و اندوه است و فاقد شادی است. به نوعی تعداد روزهایی که به عزاداری میپردازیم بیش از روزهای شادی است. راهنمایی بفرمایید . پاسخ - هیچ گاه توصیه نشده است که بعد از عزاداری،شبانه روز اخم و ناراحتی کنید. اگر هم توصیهای شده باشد در حد روز عاشورا و تاسوعا است. یکی از اضلاع عزاداری، اشک و حزن است . در اصل ، عزاداری شناخت یک مکتب با همه ی ابعاد گسترده آن است. یک اشک و حزن مقدس که موجب سازندگی میشود، داریم یک اشکی که افسردگی می آورد. هرگاه به ناکامیها میاندیشیم این عمل، افسردگی به همراه دارد درصورتی که سیاه پوشی امام حسین(ع) فاقد ناکامی است . لذا حس نظر داشتن حضرت در ما شکل میگیرد و به این وسیله ابراز حسینی بودن میکنیم. افسردگی هنگامی در انسان شکل میگیرد که به هدف خود نرسیده باشد.عزدارای درمحرم، صفر و فاطمیه بهانهای برای نشستهای علمی و پرداختن به تبیین است. امام باقر (ع) به امام صادق(ع) دستور می دهند که ده سال در منا برای من عزاداری بگیرید. بنابراین برنامه عزاداری ایجاد شور و حماسه و جدای از حزن و اندوه است. نشستهای مذهبی به این خاطر است که این اتفاق بین گروه مسلمین روی داده است و باید اینگونه نشست ها وجود داشته باشد. اگر تقوا را کنار گذاشته و دنیا پرست شویم، امام زمان (عج) خود را خواهیم کشت درست مانند زمان امام که امام زمان خود را به شهادت رساندند. پس دو ماه عزاداری یعنی دو ماه انتشار فرهنگ کردن. پیروزی انقلاب اسلامی مبنی بر همین عوامل بود و امام خمینی (ره) فرمودند: " محرم و صفر است که اسلام و شیعه را زنده نگه داشته است ." اگر افسردگی با خود به همراه داشت که مردم قلباً این کار را کنار می گذاشتند . سوال - اگر انسان در خانه بنشیند و این مسائل و مطالب را از کتاب ها بخواند بهتر است .چرا باید در مسجد جمع شویم، با هم عزاداری کنیم و مطالب را از زبان دیگران بشنویم ؟ پاسخ- دین اسلام دینی اجتماعی است. اسلام تأکید کرده بعضی از اعمال از جمله انفاق در خفا صورت گیرد ولی بعضی دیگر که جامعه ساز است تاکید بر فریاد زدن آن شده است. به طور مثال هنگامی که قصد رفتن به نماز جمعه را دارید از گفتن آن به دیگران سر باز نزنید و فکر نکنید که ریا است. نکته دیگر این است که دشمن همیشه از هویتهای اجتماعی پس میزند. مطالب را در خانه فراگیرید اما محافل و مجالس امامان را پر شکوه برگزار کنید. سوال- آیا امام حسین(ع) رضایت به این دارند که هر ساله میلیاردها تومان به خاطر عزاداریشان خرج شود؟ در صورتی که میتوان بخش اعظمی از آن را صرف افراد بی بضاعت کرد. پاسخ- آنچه که اتفاق میافتد با آنچه که باید اتفاق بیفتد را فاصله بگذاریم. اسراف در هر صورت و در هر جا حرام است ولی این مقدار خرج میشود تا با فرهنگ امام که اسلام به معنای واقعی است آشنا شویم . با برگزاری این مجالس بسیاری از انسانها به خود آمده و راه درست را برمیگزینند. بنابراین این اسراف نیست و نکته مهم این است که در اسلام بحث اطعام بیان شده است . پس هر چه در این مسیر هزینه شود، از نظر معنوی جایگزین میشود. سوال- به چه علت برخی از علمای اسلام من جمله امام محمد غزالی لعن کردن حتی لعن یزید را نهی کردهاند؟ و اینکه اهل تسنن هم در ایام محرم،عزاداری میکنند؟ پاسخ- غزالی انسان بزرگی است ولی در این زمینه مرتکب اشتباه شده است. ابن جوزی از عالمان بزرگ اهل سنت کتابی نوشته مبنی بر رد کسانی که لعن را بر یزید حرام میدانند. لعن جدای از فحش است لعن خواستن و نفرین کردن است. قرآن میفرماید: "آنان که رسول خدا را آزار دادند خدا لعنتشان کرده است". بنابراین اینکه یزید ملعون است و او را لعنت میکنند شکی در آن نیست. در پاسخ به سوال دوم باید گفت که، بله آنها هم عزاداری میکنند. شبی در الاظهر مراسمی برای امام برگزار شد که از دل این مراسم سه کتاب بیرون آمد که در زیبایی آنها شکی نیست. بنابراین اگر کسی خدا، رسول الله ،حق و متبلوران این مسیر را آزار بدهد، ملعون خدا و هر مومن است.
| |
کارشناسان برنامه جناب آقای دکتر مهدوی راد عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
جناب آقای دکتر فتح الله نجار زادگان عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
سرکار خانم طاهره حمیض مدرس محترم حوزه و دانشگاه
سوال- اهل تسنن به ویژه وهابیان این شبهه را ایجاد می کنند که گریه ما برای امام حسین(ع) ،دال بر امام پرستی و حسین پرستی است. آیا منبعی از خود آنها وجود دارد که نشان دهد عزاداری ما چیزی غیر از این است؟ و آیا در کتبی از آنها گریه برای امام آمده است؟
پاسخ- در طبقات ابن سعد جلد 8 صفحه 79 و در معجم کبیر طبرانی جلد 3 صفحه 119 در ترجمه امام حسین (ع) این روایت آمده که: ام سلمه همسر گرامی پیامبر(ص) می گویند که:" مشاهده کردم پیامبر مقداری خاک در دست مبارک شان گرفتند و گریه می کنند، پرسیدم قضیه از چه قرار است و راز مسئله چیست؟ فرمودند که جبرئیل (ع) بخشی از خاکی را که حسین در آن مکان به شهادت می رسد را برایم آورده است و حال این خاک در دست من است و به خاطر مظلومیت و شهادت حسین اشک می ریزم." لذا این روایت در کتاب اهل سنت آمده است.محمّد بن محمّد بن عثمان ذهبی که در قرن هشتم می زیست، انسان بسیار بزرگ و مورد احترام اهل سنت بوده است. ایشان در کتابی به ترجمه حسن بن حسن بن علی ابن ابی طالب عبارت زیبایی را بیان کرده اند . فرمودند : کسانی که می گویند زیارت قبر رسول خدا بدعت است، آیا تفکری درست است و آیا کنار ضریح و قبر ایشان اشک ریختن، بوسیدن در و دیوار و فریاد زدن وجه شرعی دارد؟ ایشان به اینجا می رسند که می گویند: به خدا سوگند این شیون، فریاد و احساس شور و عشقی که در کنار قبر رسول خدا برای مسلمان پدید می آید، چیزی جز محبت و عشق به خدا و رسولش نیست و همین حب، معیار و فارغ بین دوزخ و بهشت است یعنی روح دین همین محبت است و همین است که مرز بین دوزخ و جهنم می گذارد. کتاب مهم دیگری که در این باره وجود دارد،کتاب مرحوم علامه امینی،قهرمان بزرگ دفاع از ساحت اهل بیت(ع) است. ایشان براساس منابع اهل سنت کتابی را می نویسند به نام سیرتنا و سنتنا، بخش امام حسین(ع) این کتاب توسط یکی از طلبه های فاضل گسترش یافته است، اینکه برای امام(ع) گریه وعزاداری می کنیم به این خاطر این است که سنت پیامبر(ص) این گونه بوده و ما باید راه ایشان را ادامه بدهیم.
سوال- آیا گریه کردن زمین و آسمان واقعاً گریه است یا تمثیلی از باران می تواند باشد؟ و اینکه درختی در قزوین وجود دارد و از زیر آن خون جاری می شود، صحت دارد؟
پاسخ- بحث گریه آسمان و زمین، شعر یا استعاره نیست بلکه حقیقت است. امام خمینی(ره) در کتاب چهل حدیث خود به نکته ای اشاره می کنند و آن این است که خداوند کمال مطلق است و از کمال خود در موجوداتی که خلق کرده، قرار داده است . بنابراین تمام موجوادات دارای درک و علم می شوند. در روایت هم آمده که وقتی طالب علم هستید و از منزل خارج می شوید حتی ماهی های دریا برای شما احساس دارند و دعا می کنند یعنی شعوری در باطن هستی به نام ملکوت عالم وجود دارد که این ملکوت با ملک متفاوت است. تمام موجودات و اشیا در ملکوت تسبیح می گویند و به عبادت می پردازند. خداوند در قرآن کریم می فرماید : ملائکه هم حمد و تسبیح می کنند. وقتی فرعون را در دریا غرق کردیم، آسمان و زمین هم گریه کردند. امام سجاد(ع) در خطبه ای که وارد مدینه شدند فرمودند : "ای ملت بدانید خداوند ما را با مصیبت های شکننده، سنگین و سخت امتحان کرده و در ادامه می گویند که امام حسین(ع) به شهادت رسیدند و خاندانش به اسارت گرفته شدند،کدام یک از شما بعد از این واقعه می توانید شاد باشید ؟ کدام قلبی می تواند محزون نباشد ؟ چطور چشمی می تواند اشک خود را نگه دارد؟ چطور می تواند اندوه خود را آشکار نکند؟ هفت آسمان سنگین و سخت ،دریاها ،آسمان ها و زمین بر قتل حسین(ع) اشک ریختند. کدام قلبی از این خون متلاشی نمی شود؟" در روز عاشورا از زبان خود قاتلین ذکر شده بود که از زیر سنگ ها خون جاری می شد . بنابراین همه احساس دارند و احساس خود را با اشک بیان می کنند که به نوعی اعتراض خود را نسبت به این واقعه نشان می دادند. میبدی در کشف الاسرار صریحاً می گویند: در حادثه کربلا زمین حالت ذوب داشت و خشکسالی آمد و از بخشی از سنگ ها خون می جوشید.
سوال- اگر برای عزاداری و گریه امام حسین(ع) روایت و حدیثی وجود دارد ، آیا برای راه افتادن در کوچه و خیابان چه روایتی موجود است؟
پاسخ- عزاداری نمادهای مختلفی دارد که یکی از آنها نشستن در مسجد و گوش سپردن به سخنرانی در این زمینه است. دیگری اینکه در غالب مجموعه ای در خیابان راه برویم. بنابراین حواشی مسأله مربوط به روایات نیست بلکه به نوعی نماد عزاداری و سنت های دینی است.
سوال- چرا شدّت و حدّت عزاداری امام حسین(ع) از باقی امامان ازجمله پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) بیشتر است؟ چرا برای شهدای جنگ صفین که بر حق هم هستند عزاداری نمیکنیم ؟
پاسخ- زیرا عصارهی تمام مشکلات امام حسین(ع) را در واقعه میبینیم و این جریان به شدّت سنگینتر از باقی جریانات است. لذا در ابتدا، افراد به نیّت جنگ نیامدهاند و همین عامل موجب برانگیختن احساسات مسلمین میشود و نکته مهم این است که با شهادت اباعبدالله، کشتار پنج تن به پایان رسید که ایشان عصاره پنج تن بودند. خود پیامبر(ص) و امامان هم بر مصیبت سوگوار کربلا گریه کردند و به آن توجه ویژه نشان دادهاند. البته تفکیک امام حسین(ع) و سایر ائمه در ذهن ما به یک معنا درست و به یک معنا نادرست است. در تفکر شیعه آمده که "کلهم نوراً واحد" . بنابراین با عبادت یکی از ائمه معصوم، انعکاس و بازتاب آن بر دیگران هم اثر دارد.
سوال-مصیبت امام حسین(ع) از همه مصیبتها بزرگ تر بوده به همان میزان به عزاداری آن میپردازیم یعنی محرم و صفر عزاداری می کنیم که خود انعکاس دهنده مصیبت بزرگ است . چرا در تمامی مجالس مذهبی از این واقعه صحبت میشود؟
پاسخ- پیامبر(ص) فرمودند: حسینی منی و انا من حسین. طی جستجویی که کردیم در مورد حضرت امیر(ع) یک مرتبه فرمودند و آن اینکه "علی منی و انا من علی" ولی در مورد امام حسین(ع) در موارد مختلفی فرمودند. در جهان عرب، یک قانون پیمانبندی وجود داشت که در اسلام شکل اخوت به خود گرفت. اگر دو قبیله یا جریان می خواستند با هم معاهده ببندند می گفتند من از شما و شما از من هستید. رسول الله(ص) در آیینه زمان این صف بندی را میدیدند. در یک صفبندی امام حسین(ع) می ایستند و یک جا هم جریانی دیگر و خود را هم کاملاً این طرف میگذارد. طه حسین مولف سُنّی در تحلیل تاریخ اسلام گفته است:" اوج صفبندی تشیع و تسنن در کربلاست". بنابراین هر زمان کربلا را متبلور میکنیم تمام اندیشهی علوی متبلور میشود و هر جا از کربلا سخن میگوییم همهی اندیشهی علوی برمیآید. هیچ حادثه حق و باطلی به اندازه کربلا در همه ابعاد جامعه الگوپذیری ندارد. مثلاً در جنگ صفین همه بزرگان شرکت داشتند ولی در واقعه کربلا از کودک تا کهنسالان هم شرکت داشتند و نقشآفرینی کردهاند. اینکه همیشه نامی از امام حسین (ع) برده میشود به خاطر بازگشت یک عرف وجدانی بیدار و آگاه است و به نوعی نماد آزادی، آزادی خواهی و انسانیت است.
سوال- روایات متعدد ، بندگان را دعوت به صبر کردهاند ولی خود ائمه در مصیبت امام حسین(ع) اظهار بیتابی میکنند و توصیه بر بیتابی کردن بندگان در این واقعه را دارند. چطور این دو با یکدیگر جمع میشود؟
پاسخ- در صبر، الگویی که میتوان از قرآن داشت، حضرت یعقوب(ع) است. قرآن می فرماید : صبر جمیل از خود صبر ارزشمندتر است. ولی خود یعقوب(ع) در فراغ یوسف(ع) به حدی گریه می کنند که به نص قرآن آنقدر اشک ریخت که چشم خود را از دست داد. هیچگاه نباید تصور کرد که حزن و اندوه رو در روی صبر قرار میگیرد و بی تابی مساوی با بی صبری است. صبر در برابر مصیبت نه اینکه اشک ریخته نشود بلکه چیزی بر زبان نیاورد که از مرز دینداری و دینخواهی خارج شود. ابتدا باید فلسفه صبر و جایگاه آن را بدانیم و بعد جایگاه مصیبتها،حزنها و اندوهها را درک کنیم .در کل آنچه که توصیه شده به اشک ریختن است. همه انبیاء و اولیا در بسیاری از موارد اشک ریختند و ناله سر دادند. بنابراین باید واقعه کربلا زنده نگه داشته شود.
http://www.e-heyat.com