نقد و بررسی برهان الحادی خدای حفره ها
دانشمندان غربی با برهانی تحت عنوان «خدای حفرهها» مدعی شدند که با برهان نظم نمیتوان خدا را به اثبات رساند. پاسخ چیست؟

دانشمندان غربی با برهانی تحت عنوان «خدای حفرهها» مدعی شدند که با برهان نظم نمیتوان خدا را به اثبات رساند. پاسخ چیست؟

آيا اگر ازليت ماده ثابت شود، كه برخي ادعا ميكنند ثابت شده، منافاتي باوجود خدا ندارد؟ ساده توضيح دهيد؟
برادر من به هنگام مطالعه کتاب زيست شناسي سال سوم دبيرستانش در وجود خدا شک کرده و متاسفانه سعي من و خانواده در رفع ترديد او باعث لجاجت و حتي دشمني او با به قول خودش خرافات شده است . لطفا براي رضاي خدا هم شده کمک کنيد ! او مي گويد در کتاب درسيش خوانده که نظريه پردازي به نام داروين اين طور گفته که همه موجودات از جمله انسان تکامل يافته يک موجودند و جهان از يک جرم بوجود آمده است !
...نابر اين فرضيه تكامل انواع هنوز ، قطعيت علمي كه سهل است به حد يك نظريه علمي ، تجربی هم نرسيده است. لذا اين فرضيه در بين دانشمندان غربي هم منتقدين زيادي دارد؛ لكن فرهنگ و سياست سكولار غربي بر آن است كه اين فرضيه را به عنوان يك نظريه علمي به خورد بشريت دهد ؛ چرا كه اين فرضيه مي تواند پايه مناسبي براي چنان فرهنگ و سياستي باشد ؛ چون بنا به اصل انتخاب اصلح که در این نظریه وجود دارد ؛پيام آن در نظام سياسي آن است كه : « حق با قويتر است ؛ و بقا با آن كسي است كه قويتر باشد» ...
دلایلی که در رد اثبات وجود خدا میآورند را مختصر بیان نمایید. آیا فلاسفه ما با آنها بحث کرده و موفق هم شدهاند؟ میگویند نظم عالم فیزیکی است و دلیلی بر اثبات وجود خدا نیست.
ایکس – شبهه: در خصوص ذکر دلایلی که در رد خدا میآورند، مثل این است بخواهند بیان کنید: «دو دو تا، چند تا نمیشود؟» بدیهی است که چون مصداق باطل است، دچار کثرت شده و حد و مرزی هم ندارد. اما در عین حال و به ناچار همه در چارچوب معینی قرار گرفته و به ریشههای واحدی میرسند:
*- یا میگویند: اصلاً ماوراء الطبیعهای وجود ندارد چه رسد به خدا. (ماده گرایی یا همان ماتریالیسم) – مانند تمامی منکرین و کفار ماتریالیسم.
*- یا میگویند: خدا، این خدایی که شما میگویید نیست و خدا یا خدایان دیگری وجود دارد. – مانند تمامی مشرکین.
*- یا میگویند: خدا یا آفریدگار این است که ما میگوییم (خواه بت باشد یا شخص یا طاغوت و ...). مانند خدای مسیحیت یا یهودیت امروزی، فرعون گراهای گذشته و حال و خدایان بسیاری از مکاتب بشری چون بودیسم،
الف – اما مهم این است که هیچ کدام در گذشته و حال، دلیل و برهانی بر اثبات ادعای خود ارائه نکردهاند که بشود به دلایل آنها اشاره نمود، بلکه همگی و بدون استثنا فقط «نظریه» یا شعار خرافی دادهاند.
ایت الله مشکینی درباره تکامل و ایات قران کتابی نگاشته اند :
[size=large]
آدم و تکامل![/size]
قرآن صریحأ تاکید میکند که آفرینش «انسان» از خاک آغاز شده است و طی مراحل و تطورات گوناگون تبدیل به انسان ، عالیترین موجود زنده در آخرین مرحله تکاملی میشود.
« کسی که آفرینش همه چیز را نیکو کرد و آفرینش انسان را از گل آغاز نمود » سجده 7
و نیز قرآن آفرینش هر موجود زنده را از آب میداند :
« و هر موجود زنده ای را از آب آفریدیم » انبیا 30
« و خداوند تمام جنبندگان را از آب افرید برخی از آنها بر شکم میروند برخی بر دوپا و برخی برچهارپا حرکت میکند خداوند هر چه بخواهد می آفریند که خدا بر هرکاری توانا است» نور45
قرآن در عموم آیات مربوط به آفرینش آدم روی این محور تاکید میکند که در افرینش او کاری خاص و برجسته صورت گرفته و آن حلول روح الهی در پیکر مادی است که آنرا از سایر موجودات که پیش از او آفریده شده اند ، متمایز میکند و این خود متاسیون و جهشی است در روند آفرینش .
بدین ترتیب موجودی بر این کره خاکی بوجود آمده است که از آن پس یکه تاز کره زمین میشود؛ یکه تازی بی معارض که هیچ موجودی از موجودات قبل از او توانایی ندارد او را محدود کند.
اومانیسم معتقد است كه طبیعت سراسر از حقیقت ساخته شده، كه ماده و انرژی اساس جهان است و ماوراء الطبیعه وجود ندارد. غیرواقعی بودن ماوراء الطبیعه به این معناست كه اولاً در سطح بشری، انسانها دارای روح غیرمادی و جاودان نیستند، و ثانیاً در سطح جهانی، عالم صاحب خدای غیرمادی و فناناپذیر نیست.
بیشتر افراد نظر مثبتی نسبت به «اومانیسم» یا بشرانگاری دارند. این انگاره مفاهیمی چون نوعدوستی، صلح و برادری را به ذهن بسیاری متبادر میكند. اما معنای فلسفی اومانیسم فراتر از این است.
مراد از ماتریالیست انکار موجود ماورای ماده است ، یعنی مکتب انحصار ، مکتبی که هستی و نظام وجود را در انحصار ماده میداند و هستی را در چهارچوب آنچه در تغیر و تبدل است و در بستر زمان و مکان واقع است محدود و محصور میکند و آنچه را که از چهار دیواری تغیر و تبدل و احساس و لمس بشر بیرون است ، منکر است و معدوم و نیست میپندارد. ماتریالیست ها منکر موجودات ماورائ الطبیعه و انتزاعی همچون خداوند هستد.(
كارل ماركس آلماني در جواني تحت تأثير فلسفۀ هگل قرار گرفت و بهخصوص از منطق جدالي (ديالكتيك) هگل بهرۀ فراوان برگرفت و در بيان حوادث تاريخي و اجتماعي به تدوين نظريۀ ماترياليسم تاريخي پرداخت. وي برخلاف ديدگاه ايدهآليسم هگل، ميگفت: واقعيّتِ مادّي است كه سرنوشت تاريخ را معين ميكند نه معنا وايده، همچنين اعتقاد داشت كه زيربناي اقتصادي توليد و تقسيم كار و مالكيّت؛ اساس ايدئولوژي يعني ارزشهاي معنوي زندگي و اخلاقي و حقوقي هر جامعه را بهوجود ميآورد.
مقاله حاضر تلخيصى است از كتاب Evolution Deceit؛ فريب تكامل (فروپاشى علمى داروينيسم و پايههاى ايدئولوژيك آن)، نوشته هارون يحيى، كه تاكنون به چاپ هشتم رسيده است.
نويسنده كتاب كه با نام مستعار «هارون يحيى» آثارش را منتشر مىكند، در سال 1956م در آنكارا متولد شد و داراى تحصيلات در رشته هنر و فلسفه در دانشگاه استانبول است. از دهه 1980م، نويسنده كتابهاى بسيارى در زمينههاى سياسى، مذهبى، و علمى منتشر كرده است؛ امّا آنچه وى را به شهرت رسانده است، نگارش آثار بسيار مهمى است كه موجب آشكار شدن فريبهاى تكاملگرايان گرديد و ادعاهاى آنان را باطل ساخت و ارتباطات ناپيداى ميان داروينيسم و ايدئولوژيهاى خونبارى چون فاشيسم و كمونيسم را برملا كرد.
آثار نويسنده در بسيارى از كشورها، از هندوستان تا امريكا، از انگلستان تا اندونزى، از هلند تا بوسنى، و از اسپانيا تا برزيل مخاطبانى يافته است و برخى آثار او به زبانهاى انگليسى، فرانسه، آلمانى، اسپانيايى، ايتاليايى، پرتقالى، اردو، عربى، آلبانى، روسى و... ترجمه شده، در دسترس خوانندگان آن قرار دارد. اين آثار كه بسيار مورد استقبال خوانندگان در سطح جهان قرار گرفته، باعث گرديد كه آنها ايمانشان به خداوند را بار ديگر تقويت كنند و بصيرت عميقترى نسبت به اعتقادات خود بيابند. سبك منطقى، صميمى و قابل فهمى كه اين كتابها ارائه مىدهند، به آنها ويژگى خاصى بخشيده، تأثيرى مستقيم بر خوانندگانش بر جاى مىگذارد.
آنچنان كه گفته شد، كانون اصلى كار نويسنده ردّ مستدل داروينيسم و ماترياليسم است كه زير ماسك علمى، به دو افسانه قرن بيستم بدل شده بودند. هدف نويسنده آگاهىبخشى به خوانندگان با ترغيب آنها بر اين موضوع است كه درباره برخى مضامين حياتى چون وجود خداوند و يكتايى او بينديشند و خود با انتشار اين اثر، بنيادهاى سست و ناتوان و آثار انحرافى نظامهاى ضد خدايى را به نمايش گذارده است.
نظریه تکامل
تکامل یا فرگشت یک نظریهٔ علمی است که در زیستشناسی مطرح شدهاست. فرگشت توضیح میدهد که چگونه حیوانات و گیاهان طی زمانی طولانی تغییر یافتند و چگونه به صورتی که امروزه هستند، رسیدند.
رد نظریه تکامل
در سميناري كه در دانشگاه شيكاگو در زمينه مورفولوژي تكاملي برگزار شد، دانشمند برجسته، دكتر پاترسون، سؤال سادهاي مطرح كرد: آيا در اينجا كسي هست كه بتواند در مورد تكامل، نكتهاي قطعي و ثابتشده را عنوان كند؟ سكوتي طولاني بر فضاي تالار حكمفرما شد. سرانجام شخصي از گوشهاي گفت: ?من يك چيز را با قطع و يقين ميدانم: اينكه تكامل را نبايد در مدارس تدريس كرد؟
با اينكه بسياري از مردم عادي بر اين باورند كه تكامل پديدهاي علمي و اثباتشده ميباشد، واقعيت اين است كه بعد از گذشت 150 سال، تكامل فرضيهاي است اثباتنشده و بدون سنديت. در واقع بايد گفت كه قرائن و شواهد بسياري تكامل را رد ميكنند.
اصالت ماديت و رفاه زدگي، اخلاق را از جامعه بيرون كرده و به دنبال آن ستم ها ، تبعيض ها و جنايات گسترش می یابد. با تاكيد بر آزادي مبتني بر انكار اخلاق و دين، آزادي در خدمت خواسته هاي نفساني انسان قرار می گیرد؛ نه در جهت رشد و تعالي انسان.
امروزه شاهد این واقعیت هستیم كه با روشن شدن نقايص انديشهها و مکاتب بشري و آشکار شدن آثار منفي اين تفکرات، بازگشت به دين و معنويات شدت يافته است، فروش کتاب هاي ديني چندين برابر شده است؛ صدها مرکز تحقيقاتي و مطالعاتي درحوزه مطالعات ديني در سراسر جهان و از جمله اروپا و آمريکا ايجاد شده است.
پل سارتر فیلسوف شهیر غربی كه فردی ملحد است به اين حقيقت اعتراف مي كند كه :
« تا زماني كه آدميان به خداي آسماني باور داشتند، مي توانستند او را خاستگاه آرمان هاي اخلاقي خود بدانند...؛ اما اكنون با ناپديد شدن خداوند از آسمان، وضع به كلي دگرگون شده است. جهان تحت حاكميت يك وجود روحاني نيست؛ بلكه به عكس تحت سلطه نيروهاي كور است... اين جهان، جهاني مرده است. ما در جهاني زندگي نمي كنيم كه حامي ارزش هاي ما باشد. اين جهان در مورد ارزش هاي ما بي تفاوت است».
نجات از پيش قضاوتی
البتّه امکان بيان يک چنين رفتاری را تحت پوشش علم ممکن نيست.زيرا از نظر علمی،اگر يک موضوع دارای دو احتمال باشد بر روی هردو احتمال بايد انديشيد.اگر از اين دو احتمال يکی از ديگری خيلی کوچکتر باشد بعنوان مثال يک درصد در يک چنين حالتی بطور منطقی بر روی نودونه درصد بايد متمرکز شد.با در نظر گرفتن اين معيار علمی بينديشيم.دو نظريه درباره اينکه موجودات در اين دنيا چطور بوجود آمده اند وجود دارد.نظريّه اوّل تمام موجودات با صاحب بودن مکانيزمهای پيچيده مخلوق پروردگار هستند.نظريّه دوّم ،موجوديّت هستی بدون شعور بر حسب تصادف بوجود آمده است.اين نظريّه دوّم،ادّعای تئوری هستی ميباشد.گذارشات علمی،بعنوان مثال نگاهی به مولکول زيست شناسی،تنها يک سلّول زنده،حتّی ذرّه ای از مليونها ذرّه تشکيل دهنده سلّول پروتئينها،آنطور که تئوری هستی ادّعا می کند احتمال تشکيل بر حسب تصادفات را ندارد.در بخشهای آينده حساب احتمالات اين واقعيّت را بطور آشکار و روشن نشان خواهد داد.در اين صورت،احتمال درستی تئوری هستی که بيان گرديده صفر ميباشد.بنابر اين درستی نظريّه اوّل صددرصد ميباشد.يعنی زندگانی بطور آگاهانه بوجود آمده است.به بيان ديگر«خلق شده است».تمام موجودات زنده،با نيروی برتر،علم و صاحب عقل بودن پروردگار بوجود آمده است.اين حقيقت،فقط يک شکل اعتقاد نيست بلکه نتيجه مشترک عقل و علم می باشد.البتّه در برابر اين حقيقت دانشمند مدّعی تئوری هستی بايستی بطور کلّی از اين ادّعای خود صرفنظر کرده و در برابر روشنی و حقيقت اثبات شده خود را تسليم کند.رفتاری غيراز اين،نشانگر اينکه غيراز يک مرد دانشمند بلعکس دانش خود را آلت وبازيچه فلسفه،ايدئولوژی و نظريّه خود کرده است.
آخرین نظرات دانشمندان در مورد نظریه تکامل چیست؟
در این مورد ترجمه خلاصه بیانیه پانصد نفر از دانشمندان علوم تجربی تقدیم میشود:
بالغ بر 500 اندیشمند دارای مدرک دکترا، بیانیهای را امضاء کردند که بیانگر تردیدشان نسبت به فرضیه تکامل داروین میباشد.آپاندیس یا روده کور زائدهای کوچک و انگشتی شکل است که از روده بزرگ منشعب میشود. عفونت و التهاب در آن منجر به آپاندیسیت میشود.
وظیفه و کارکرد آپاندیس در بدن روشن نیست و با توجه به اینکه کسانی که آپاندیس آنها برداشته شده هیچ نارحتی از نداشتن این عضو ندارند، گمان میرود که نقشی در کار سیستم گوارشی بدن ندارد.
در گذشته اکثر پزشکان آپاندیس (appendix) را به عنوان عضو زاید بدن میدانستند و با جراحی (appendectomy) آن را از بدن جدا میکردند.