سوسیالیسم و سوسیالیسم اسلامی؟
سوسیالیسم و سوسیالیسم اسلامی؟
سوسیالیسم (به انگلیسی: Socialism) اندیشهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است که برای ایجاد یک نظم اجتماعی مبتنی بر انسجام همگانی میکوشد، جامعهای که در آن تمامی قشرهای اجتماع سهمی برابر در سود همگانی داشتهباشند.
هدف سوسیالیسم لغو مالکیت خصوصی ابزارهای تولید و برقراری مالکیت اجتماعی بر ابزارهای تولید است. این «مالکیت اجتماعی» ممکن است مستقیم باشد، مانند مالکیت و اداره صنایع توسط شوراهای کارگری، یا غیر مستقیم باشد، از طریق مالکیت و ادارهٔ دولتی صنایع.
اگر چه اندیشههای مبتنی بر لغو مالکیت خصوصی پیشینه زیادی در تاریخ دارد ولی جنبش سوسیالیستی بیشتر پس از شکلگیری جنبش کارگری در قرن نوزدهم میلادی اهمیت سیاسی پیدا کرد. در آن قرن حزبهای گوناگون که خود را سوسیالیست، سوسیال دموکرات و کمونیست مینامیدند با هدف لغو مالکیت خصوصی در اروپا و آمریکا شکل گرفت.
اما برخلاف تعریف رایج در سطح جهانی از سوسیالیسم، لغو مالکیت خصوصی به خودی خود نمیتواند توضیح کاملی را در مورد سوسیالیسم بدست دهد. لنین در دولت و انقلاب مینویسد استراتژِی کمونیسم لغو مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و الغای کار مزدی است. کمونیسم جامعه ایست که در آن هر کس بر طبق استعدادهایش کار میکند و بر اساس نیازش از مواهب آن بهره مند میشود. دست یافتن به چنین نظامی ملزومات خاص خود را دارا است. از جمله میتوان مرحله انتقالی یا فاز پایینی را نام برد شرط دست یافتن به چنین نظامی بسط آگاهی طبقاتی و سازمانیابی کارگران حول منافع طبقاتی مشترک خویش است که خود به نبرد طبقاتی سرنوشت سازی تبدیل میشود در این نبرد پرولتاریا سرانجام به پیروزی دست مییابد و بساط دنیای کهن جور و ستم روبیده میشود. در این هنگام دولت سرمایه داران سرگون شده و به جای آن دولت سوسیالیستی یا حکومت کارگری بر مسند قدرت میایستد. وظیفه این دولت دفاع از دستآوردهای اقتصادی -سیاسی کارگران و سرکوب توطئه گری هاو سنگ اندازی طبقه بورژوازی و هدایت جامعه بسوی جامعهای بدون طبقهاست.در این مرحله طبقات هنوز ملغی نشدهاند.ضرورت وجودی دولت وجود دارد.اما سوسیالیسم دوره گذار بسوی زوال هر گونه دولتی است. دوره گذار لغو طبقات اجتماعی است. در واقع سوسیالیسم حکومت کارگری است.
گفتارها در مورد سوسیالیسم
ادوارد برنشتاین
ادوارد برنشتاین، متفکر سوسیالدموکرات و از رهبران بزرگ سوسیال دموکراسی در آلمان: «سوسیالیسم چیزی نیست جز اِعمال اصل دموکراسی در اقتصاد».
ویکی پدیا
پیروزی شاخه بلشویک حزب سوسیال دموکرات روسیه در انقلاب اکتبر روسیه موجب انشعابی بزرگ در جنبش سوسیالیستی جهان شد و حزبهایی که با روش بلشویکها موافق نبودند (اغلب با نام حزب سوسیال دموکرات) مدافع حقوق کارگران شدند.
برگزاری تظاهرات و راهپیمایی اول ماه مه در دفاع از حقوق کارگران از فعالیتهای همیشگی حزبهای سوسیالیست در بیشتر کشورهای جهان است.
در سدهٔ بیستم حزبهای سوسیالیست یا سوسیال دموکرات (با برنامههایی که به درجات مختلف سوسیالیستی است) در بسیاری از کشورهای اروپایی به قدرت رسیدند.
سوسیالیسم اسلامی یعنی چه و آیا شهید مطهری (ره ) به آن اعتقاد داشت ؟
در مورد این اصطلاح باید گفت که هر چند برخی وجوه شباهت بین اسلام و مکاتب دیگر از قبیل سوسیالیسم وجود دارد ولی اختلافات اصولی و مبنایی میان اسلام و این مکاتب مانع از جعل این اصلاحات التقاطی میباشد و بررسی آثار استاد شهید خلاف این نسبت را ثابت مینماید. شهید مطهری در کتاب «نظری به نظام اقتصادی اسلام» در موضوع مرز اشتراک اسلام و سوسیالیسم چنین مینگارند:«هر چند اسلام مالکیت فردی و شخصی را در سرمایههای طبیعی و صناعی نمیپذیرد و مالکیت را در این امور عمومی میداند، ولی اسلام مالکیت اشتراکی ار را نیز نمیپذیرد؛ یعنی، طرفدار این اصل {اصل مهم سوسیالیسم }نیست که «کار به قدر استعداد و خرج به قدر احتیاج» نمیگوید همه ملزماند که کار کنند و محصول کارشان الزاما به اجتماع تعلق دارد... پس آن مقدار از سوسیالیسم از نظر منطق و از نظر اسلام قابل توجیه استکه قسمتی از سرمایهها؛ یعنی، سرمایههای عمومی بالاشتراک باشد و اما کار بالاشتراک را که الزامی و اجباری باشد، هیچگونه نمیتوان از اسلام استنباط کرد، مگر این که در موارد خاص؛ یعنی، در زمینهای عمومی یا کارخانههای عمومی، طوری باشد که کار فردی میسر نباشد و تازهاگر هم این طور باشد نه چنین است که مالکیت فردی در کار نیست، بلکه محصول بالسویه یا بالتفاوت طبق قرارداد میانشان تقسیم میشود و هر فردی مالک فردی سهم خود خواهد بود، پس اگر مشخصه اصل سوسیالیسم را اشتراک سرمایه بدانیم، اسلام یک مسلک اشتراکی است و اگرمشخصه اصلی آن را اشتراک در کار بدانیم، اسلام یک مسلک اشتراکی نیست، (همان، ص 140 و 141).
همچنین مرحوم استاد در بحثهای متعدد از جمله بحث «اسلام، سرمایهداری، سوسیالیسم» ضمن نقد مکتب سرمایهداری و سوسیالیستی و برشمردن مضار و مفاسد مالکیت سرمایه و منابع تولید از یک طرف و مضار و مفاسد سلب مالکیت فردی را از محصول کار شخصی،برتریها و امتیازات مکتب اسلام و منطق اعتدالی آن را برمیشمارد، بنابراین اولاً ما چیزی به نام سوسیالیسم اسلامی نداریم و ثانیا این نسبت به ایشان صحیح نمیباشد. ثالثا، اگر مطلبی را در این زمینه در اختیار دارید در مکاتبات بعدی آدرس دقیق آن را ارسال نمایید.
ویکی پدیا
Jawab.ir