محافظه كاری (Conservatism) و محافظه کاری در ایران
محافظه كاری (Conservatism) و محافظه کاری در ایران
محافظه كاری همان سنتگرایی است و از سنتهای اجتماعی و ارزشهای جامعه مثل خویشاوندی، سلسله مراتب، اقتدار و مذهب دفاع میكند. محافظهكاران خود را هوادار عقل سلیم و واقعبینی میدانند و با هر گونه طرح و اندیشه خیالی برای ایجاد دگرگونی عمیق در جامعه و سیاست مخالفاند. آنها استدلالهای خود را بر تجارب تاریخی بنیان مینهند و خود را عملگرا یا پراگماتیست مینامند.
ریشه تاریخی محافظه كاری به واكنش در مقابل جریان روشنگری در اروپا بر میگردد؛ این ایدئولوژی در دفاع از سنتها پدیدار شد و در آرمانهای اصلی مورد ادعای لیبرالیسم یعنی آزادی، برابری، فردگرایی، عقلگرایی و جدایی دین از دولت، تردید روا داشت. سرمایهداری و دموكراسی هر چه بیشتر گسترش مییافت، محافظه كاری نیز بیشتر به رادیكالیسم گرایش مییافت؛ اما، امروزه محافظه كاران یا با دموكراسی آشتی كردهاند یا از هواداران آن شدهاند و سلسله مراتب را نه بر اساس ویژگیهای موروثی، بلكه بر اساس تخصص توجیه میكنند.
محافظه كاری در غرب عمدتاً مسالمتآمیز و متعلق به طبقات بالای جامعه سنتی بوده است. وقتی این ایدئولوژی، تندرو و احیاگر خشونت میشود و با خواستهای طبقات متوسط و پایین پیوند مییابد به صورت فاشیسم ظاهر میشود.
محافظه كاری انواع مختلفی دارد: اوّل محافظه كاری لیبرال كه در دوران رواج لیبرالیسم از تاكید خود بر مالكیت ارضی و پدرسالاری اجتماعی و سیاسی كاست و اصول اقتصادی لیبرالیسم را پذیرفت و ادموند برك نظریهپرداز آن بود.
محافظه كاری پدرسالانه كه به نام ساموئل كولریج شناخته میشود، نوع دوم محافظه كاری است كه با پیدایش بحران در اقتصاد بازار بار دیگر به اصول پدرسالاری اجتماعی بازگشت و از دولت فراگیر حمایت كرد.
نوع سوّم محافظه كاری به نام نومحافظهكاری شناخته میشود. كه دوباره به اصول اقتصاد آزاد بازگشته و در تركیب با نولیبرالیسم، راست نو را پدید آورده است و اندیشه اصلی حاكم بر آن خودگرانی و خصوصیسازی و دولت حداقلی است.
اصول محافظه كاری را به صورت خلاصه چنین میتوان گفت:
1) بدبینی به عقل انسان؛
2) پیوند میان مذهب و دولت؛
3) تفاوت انسانها از حیث توانایی و استعدادها؛
4) توجیه نابرابری اجتماعی؛
5) نگرشی پدرسالارانه به جامعه؛
6) تفاوت در خرد مردم و نیاز به هدایت آنها.
در اصطلاحات مربوط به جناح های سیاسی داخل ایران از برخی جناحها به عنوان محافظه کار نام برده می شود که به شدت دچار ابهام مفهومی بوده و قابل انطباق با اصول و کارکردهای جناحهای مذکر نمی باشد. در حوزه دینی هم شاید بتوان این چنین گفت؛ محافظه کاری مذهبی را می توان در مقابل تفکر رایج در حوزه های علمیه کشور _که طرفدار اجتهاد و نواندیشی در چارچوب منابع دینی، و بر اساس اصول و موازین خاص و طبق مقتضیات زمان و مکان می باشد_ قرار داد.
Jawab.ir
pajoohe.com