سوره های درو غین و مدعیان تحدّی با قرآن در اینترنت
سوره های درو غین و مدعیان تحدّی با قرآن در اینترنت
پدیده «اینترنت» از پدیده های مفید و سودمندی است كه جهان را به صورت دهكده واحدی و بلكه اطاق بزرگی درآورده كه همه انسانها میتوانند در یك زمان با یكدیگر تماس برقرارٍكنند و چهرة یكدیگر را ببینند و سخنانشان را بشنوند. ولی با این اعتراف كه یك پدیدهای است دو لبه، كه در عین مفید بودن میتواند خطرناك نیز باشد.
با توجه به این اصل بر دانشمندان بزرگ اسلام وظیفه است كه در عین بهرهگیری از این پدیده عصر حاضر، كه موجب گستردگی ارتباطات و تبادل اطلاعات و رشد و ارتقاء علوم و فنآوریها و... شده و اذهان را به سوی خود كشانده است، و خردها را مبهوت ساخته، مراقب سمپاشیها و دروغ پردازیهای دشمنان اسلام و تشیّع نیز باشند.
با اینكه از عمر این پدیده چند صباحی بیش نمیگذرد، ولی طیف استعمار كه بیشتر در متزلزل ساختن باورهای جوانان ماست از طریق مختلف وارد شده و هجوم فرهنگی همه جانبه را آغاز كرده تا آنجا كه به فكر افتاده به میدان تحدی قرآن بیاید و به گمان خام، نظیر آن را عرضه بدارد و از این طریق مسلمانان را خلع سلاح كند.
افرادی بیمایه، با سر هم كردن جملههای بظاهر شبیه جملههای قرآن، با اقتباس از جملهها و آیات قرآن، به فكر افتادهاند كه 4 سوره مانند سورههای قرآن، تنظیم و ارائه كنند و بگویند ما 4 سوره مانند سورههای قرآن را آوردیم و به تحدی قرآن پایان بخشیدیم!!!
خداوند متعال در قرآن مجید، از منكران می خواهد كه مانند آن را بیاورند، آنجا كه می فرماید:
فَلْیَأْتَوا بِحَدِیثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقینَ (طور/34).
«مانند قرآن را بیاورید اگر راستگو هستید».
درجای دیگر نرخ تحدی را پایین میآورد و یادآور میشود كه فقط ده سوره مانند سوره های قرآن بیاورید،چنان كه میفرماید:
أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیاتٍ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ (هود/13).
«بلكه میگویند این قرآن به خدا به عنوان دروغ بسته شده،پیامبر به آنان بگو ده سوره مانند سوره های دروغین آن بیاورید».
و در آخرین مرحله تحدّی نرخ را بیشتر پایین آورده و به یك سوره اكتفا ورزیده، چنان كه میفرماید:
وَإِنْ كُنتُمْ فِی رَیْبٍ مِمّا نَزّلنا عَلی عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثلِهِ وَادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ (بقره /23).
«بگو اگر در آنچه كه بر بنده خود نازل كردیم تردید دارید،برخیزید مانند سوره ای از سوره آن را بیاورید».
بر این اساس باید دید مقصود از تحدّی با كل قرآن یا ده سوره یا یك سوره از سوره های آن چیست؟
مقصود از مبارزه با قرآن، این است كه فردی یا افرادی، با شیوههای جدید و انشای نو، مفاهیم و مقاصد عالی را در جملهها و كلماتی بریزند كه از نظر شیرینی و حلاوت و جذابیّت و كشش، بسان آیات قرآن باشد، به گونه ای كه اگر این دو در كنار هم گذاشته شوند، بگویند نظیر آن را آورده است.
مثلا بر فرض اگر سوره كوثر جزء قرآن نبوده و بشری آن را در زمان پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) یا پس از او عرضه میكرد این یك نوع مبارزه با قرآن بود، و اما اقتباس جملههایی از قرآن و ردیف كردن یك رشته الفاظ و مفاهیم پوچ به سبك ظاهری قرآن، یقیناَ تحدی نیست.
اگر بنا بود چنین دست و پازدنهایی تحدی حساب شود، قرنها از این نوع تحدیها صورت گرفته است ولی احدی برای آنها ارزش قایل نشده و نمیباشد.
مسیلمه كذاب نخستین كسی است كه به فكر مبارزه با قرآن افتاده بود، او پس از ایمان به پیامبر (صلی الله علیه و آله) از این آیین برگشت، و ادعای نبوت نمود و به پیامبر نامه ای به شرح زیر نوشت:
من مسیلمة رسول الله إلی محمدٍِ رسولِ الله.
سلام علیك أما بعد، فانّی قد أشركت فی الامر معك، و انّ لنا نصف الارض و لقریش نصف الارض ولكن قریشاً قوم یعتدون.
ما، خواننده گرامی را از ترجمه این جمله ها بی نیاز می دانیم، زیرا روی سخن در این مقاله با كسانی است كه با زبان عربی آشنایی دارند.
پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در پاسخ او نوشت:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
من محمّد رسول الله إلی مسیلمة الكذّاب. السّلام علی من اتّبع ا لهدی.
أمّا بعد؛ (... إِنَّ الأَرضَ لِلّهِ یُورِثُها مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَالعاقِبَةُ لِلْمُتَّقینَ )(اعراف/ 128) [1]
حال آیهای را كه پیامبر مكرم اسلام (صلی الله علیه و آله) برای او نوشت، با جملهای كه او به عنوان تحدی آورده است مقایسه كنید، فقط یك شباهت ظاهری مختصری دارند و الاّ چه از نظر مضمون و محتوا و چه از نظر بلاغت و فصاحت و رفعت كلام قابل قیاس نیست.
مسیلمه بار دیگر برای تحدّی به فكر افتاد تا كلماتی سر هم نماید، كه جملههای آن شبیه سوره اعلی باشد، ولی فاصله سخن او با سوره اعلی آن چنان زیاد است كه هرگز با هم اشتباه نمی شوند، قرآن میفرماید:
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الأَعْلی * الَّذِی خَلَقَ فَسَوّی * وَالَّذِی قَدَّرَ فَهَدی * وَالَّذِی أَخْرَجَ المَرْعی * فَجَعَلَهُ غُثاءً أَحْوی (اعلی /1-5).
ولی او در مقابل، این چنین گفت:«لقد أنعم الله علی الحبلی، أخرج منها نسمه تسعی، بین صفاق و خ�
چگونه میتوان ادعا نمود كه تمام افراد بشر میتوانند كاخهای مجللی را بسازند، به این دلیل كه همه آنها توانایی آن را دارند كه آجری را در ساختمانی كار بگذارند؟!!
به این دلیل كه همه عربها میتوانند یكایك كلمات و مفردات این قصاید و خطبهها را تلفظ كنند و نیز چگونه میتوان گفت، هر عرب زبانی توانایی ایراد خطبهها و انشای قصیدههای فصیح و بلیغ را دارد.
كوتاه سخن اینكه: در طول تاریخ، دشمنان اسلام بالأخص دستگاه مسیحیت و استكبار جهانی هزینههای سنگینی را متحمل شده و پولهای گزافی را صرف كردهاند تا بلكه بتوانند از عظمت اسلام و مسلمانان بكاهند و مقام الهی و ارجمند پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و قرآن مجید را حقیر جلوه دهند، این مبارزه همچنان ادامه داشته بلكه با شدت عمل بیشتر به صورت یك برنامه منظم و گستردهای انجام میشود.
این تلاشهای مذبوحانه، جز رسوایی آنان، چیزی دیگر را به دنبال نخواهد داشت.
بررسی و نقد نظریة مدعیان تحّدی:
اینك به طور اختصار، در دو زمینه (بافت ظاهری و محتوایی) مطالب مدّعیان تحدّی!! را نقد میكنیم:
ـ نمونههایی از سرقتها و تغییرهای صفحات چهارگانه از قرآن كریم:
لازم به ذكر است در این صفحات مجعوله در بعضی از موارد، از دو آیه و در جایی از سه، چهار، تا پنج آیه، سرقت نموده و جملات آن را درست كردهاند.
1. صفحه مسلمون
الصم(1) قُل یا أیّها المُسْلِمُونَ انكم لفی ضَلالٍ بَعِید(2) إنّ الَّذِینَ كَفَرُوا بِاللهِ وَ مَسیحهِ لَهُمْ فِی الآخِرَة نارُ جَهَنَّمَ وَ عَذابٌ شَدیدٌ(3) وجوهٌ یومئذ صاغرةٌ مكفهرةُ تلتمسٌ عفوَ اللهِ واللهُ یفعل ما یرید(4) یومَ یَقولُ یا عبادی قد أنعمتُ علی الذین من قبلِكُم بالهدی منزّلاً فی التوراةِ والإنجیل(5) فما كان لكم ان تكفروا بما أنزلتُ وتضلّوا سواء السبیل(6) قالوا ربنا ما ضَلَلْنا أنفُسنا بل أضلَّنا مَنْ ادّعی أنّه من المرسَلین(7) وإذ قالَ اللهُ یا محمد أغویتَ عبادی وجعلتَهُم من الكافرین( 8 ) قالَ رَبِّی إنّما أغوانیَ الشیطانُ إنهُ كان لبنی آدَم أعظم المفسدین(9) و یغفرُ اللهُ للذین تابوا مِمّن أغواهُمُ الإنسانُ و یبعثُ بالذی كانَ للشیطانِ نصیراً إلی جهنّم وبئسَ المصیر(10) وإنْ قضی اللهُ أمراً فاِنه أعلمُ بما قضی و هو علی كلِّ شیءٍ قدیر(11).
· اكنون به شیوه تحریف و سرقت آن اشاره میكنیم:
بررسی صفحه مسلمون
1. (المص) (اعراف/1). آیه جعلی «الصم». (1)
2. (قُلْ یا أیّهَا النّاسُ.......) (یونس/104)، (إِنَّكُمْ لَفی قَولٍ مُخْتَلِفٍ) (ذاریات/8)، (.... لَفِی ضَلالٍ بَعَید) (شوری/18). آیه جعلی «قل یا أیها المسلمون إنكم لفی ضلال بعید». (2)
3. (إِنّ الذین یكفرون بالله و رسله....) (نساء/150) آیه جعلی «إنّ الذینَ كَفَروا بالله ومسیحه»(3)
4. (إنَّ الذین كفروا بآیات الله لهم عذاب شدید....) (آل عمران/4)، (.... و لهم فــی الآخــرة...)
(بقره/114)، (....نــار جهنّم....)(فاطر 36). آیه جعلی «إن الذین كفروا بالله ومسیحه لهم فی الآخرة
نار جهنم وعذاب شدید.(3).
5. (وجوه یومئذ خاشعة( (غاشیه/8) آیه جعلی «وجوه یومئذ صاغرة». (4)
6. (....ولكن الله یفعل مایرید) (بقره/253) آیه جعلی «والله یفعل ما یرید». (4)
7. (قل یا عبادی الذین آمنوا...) (زمر/10)، (... اذكر نعمتی التی أنعمت...) (بقره/40)، (....علی الذین من قبلكم....) (بقره/184)، (أنزل التوراة والانجیل Y من قبل هدی للنّاس...) (آل عمران/4ـ3). آیه جعلی «یوم یقوم الرحمن یا عبادی قد أنعمت علی الذین من قبلكم بالهدی منزّلاً فی التوراة ، والانجیل». (4)
8. (وَما كَانَ لَهُم ....) (هود/20)، (إِن تَكفروا ...) (ابراهیم/8)، (بما أنزَلتُ...) (بقره/41)، (....وضلّوا عن سواء السَّبیلِ) (مائده/77). آیه جعلی «فما كان لكم ان تكفروا بما أنزلت وتضلّوا سواء السبیل». (6)
9. (...إِذا قضی الله ورسوله أمراً أن یكون لهم الخیرة من امرهم...) (احزاب/36). آیه جعلی «وإن قضی الله أمراً فانّه أعلم بما قضی» (11).
10. (...إلی الله مرجعكم وهو علی كل شی قدیر) (هود/4). آیه جعلی «وهو علی كلّ شیء قدیر». (11)
11. (وقالوا ربنا إنا أطعنا سادتنا وكبراءنا فأضلونا السبیلا) (احزاب/68). آیه جعلی «قالوا ربّنا ما ضللنا أنفسنا بل أضلنا من ادعی أنّه من المرسلین».(7)
12. وإذا قال الله یا عیسی ابن مریم ءأنت قلت للنّاس اتّخذونی وأمی إللهین من دون الله قال سبحانك ما یكون لی أن أقول ما لیس لی بحقّ....) (مائده/116). آیه جعلی «وإذ قال الله یا محمد أغویت عبادی وجعلتهم من الكافرین، قال ربّی إنّما أغوانی الشیطان». ( 8 )
· لازم به یادآوری است كه در جملههای مجعولة سورة «مسلمون»، نود درصد آن، برگرفته از قرآن است.
2. صفحه تجسّد
سبحانَ الذی خلقَ السمواتِ فلم یجعلْ لها حدّا(1) و خلق الأرضَ وكوّرها وجعلَها ماءاً و جلَدا(2) قل للذین خَدعوا بدعوةِ الشیطان عَمِیَتْ بصائركُمْ فافتریتم علی اللّه كذباً وكنتم للشیطانِ سَنَداً(3) إنّ الشیطان كان للإنسانِ عدواً ألدّا(4) لو شاءَ ربّكم لاتخذَ من الحجارةِ أولاداً له إذ هو الذی قال للكونِ كُنْ فكانَ و سبحانه أن یستشیرَ فی أمرِه أحدا(5)سبحانه رب العالمین أن یتَّخذ من خلائقه ولدا(6) قل للذین یمترون فیما أنزل من قبل لیس المسیح خلیقة اللّه إذكان مع اللّه قبل البدء و هو معه أبداً(7)فیه و منه كان مع روح قدسه إلهاً سرمدیاً واحداً( 8 ) و إذ بعثَ بهِ الأبُ للعالمین كما وعدَ(9) حلَّ فی بطنِ عذراء كلمة، و خرجَ منه جسدا(10) عاشر الإنسانَ، علَّم الإنسانَ، مات عن الإنسانِ فِدی، و كالإنسانِ رقدَ(11) وإلی أبیه السماوی بعدَ ثلاثَةِ أیامِ صعدَ(12) إن الذین كفروا باَیاته و قالوا قولاً إدّا(13) لن یجعل اللّهُ لهم من أمَدهِ بُدّا(14) أما الذین آمنوا بااللّه و مسیحِه فلهُم مغفرةٌُ جناتُ نعیم خالدینَ فیها أبداً(15)
ـ بررسی صفحه تجسّد
1.إنَّ الشَّیْطانَ كانَ لِلإنْسانِ عَدُوّاً مُبیناً » (اسراء/53) - آیه جعلی «إنّ الشّیطان كان للإنسان عدوّاً ألدّا».(4)
2.«وَلَو شاءَ رَبُّكَ» (انعام/112 و یونس/10). - آیه جعلی «لَو شاء ربّكم».(5)
3.«لَوْ أَرادَ اللّهُ أَنْ یَتَّخِذَ وَلَداً لاصْطَفی مِمّا یَخْلُقُ ما یَشاءُ»(زمر/4) - آیه جعلی «لو شاء ربّكم لاتّخذ من الحجارة أولاداً له».(5)
4.«إِِِذا قَضی أَمْراً فَإِنَّما یَقُولُ لَهُ كُنْ فَیَكون»(آل عمران/47) - آیه جعلی «هو الذی قال للكون كُنْ فكان».(5)
5.«وَلا یُشْرِكُ فی حُكمِهِ أَحَداً»(كهف/26). - آیه جعلی «سبحانه أن یستشیر فی أمره أحداً».(5)
6.«ما كانَ للّهِ أَنْ یَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ سُبْحانَهُ...»(مریم/35). - آیه جعلی «سبحانه ربّ العالمین أن یَتّخذ من خلائقه ولداً».(6)
7.«سُبْحانَ اللّهِ رَبّ الْعالَمین»(نمل/8) - آیه جعلی «سبحانه ربّ العالمین».(6)
8.«خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ بِالحَقْ یُكوّرُ اللَّیْل عَلی النّهارِِ وَیُكَوّرُ النَّهارَ عَلی الَّیْلِ»(زمر/5). - آیه جعلی «خلق السماوات فلم یجعل لها حدّاً.(1) خلق الأرض و كوّرها و جعلها».(2)
9.«وَالسَّلامُ عَلَیّ یَوْمَ وُلِدْتُ وَ یَومَ أَمُوتُ وَ یَوْمَ أُبْعَثُ حیّا، ذلِكَ عِیسی اُبْنُ مَرْیَمَ قَوْلَ الحَقِّ الَّذِی فیهِ یَمْتَرونَ»(مریم/33-34). «لَقَدْ كَفَر الَّذِینَ قالُوا إِنَّ اللّهَ هُوَ الَمَسیحُ ابْنُ مَرْیَمَ...»(مائده/72). «مَا المَسیحُ ابْنُ مَریَمَ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسلُ وَ أُمُّهُ صِدّیقة...»(مائده/75). - آیه جعلی «قل للّذین یمترون فیما أنزل من قبل، لیس المسیح خلیقة اللّه إذ كان مع اللّه قبل البدء و هو معه أبداً».(7)
10.«إِلهاً واحداً»(بقره/133). - آیه جعلی «إلهاً سرمدیاً واحداً».( 8 )
11.«إِذْ بَعثَ فِیهِمْ رَسُولاً»(آل عمران/164). - آیه جعلی «و إذ بعث به الأب للعالمین».(9)
12.«لَمْ یَجْعَلِ اللّهُ لَهُ»(نور/40). - آیه جعلی «لم یجعل لها».(1)
13.«إنَّ الذِینَ كَفَرُوا بِآیاتِ اللّهِ»(آل عمران/4). - آیه جعلی «إن الذین كفروا بآیاته».(13)
14.«وقولوا قَوْلاً سَدیدِا» (احزاب/32). - آیه جعلی « وقالوا قولاً إدّا».(13)
15.«وَالَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالحاتِ سَنُدْ خِلُهُمْ جَنّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِها الأنْهارُ خالِدینَ فیها أبداً»(نساء/122) - آیه جعلی «امّا الّذین آمنوا باللّه و مسیحه فلهم مغفرة و جنات نعیم خالدین فیها اْبداً».(15)
16.«وَالَّذینَ آمَنُوا بِاللّهِ وَ رُسُولِهِ...»(نساء/152) - آیه جعلی «الذین آمنوا باللّه و مسیحه».(15)
17.«فَتَكُونَ لِلشَّیْطانِ وَلِیّاً»(مریم/45). - آیه جعلی «و كنتم للشّیطان سنداً».(3)
در سوره مجعوله «مسلمون»، نیز بیش از هفتاد درصد آن، برگرفته از قرآن و سرقت شده است.
3. صفحه وصایا المذ(1) إنا أرسلناكَ للعالمینَ مبشراً و نذیراً(2) تقضی بما یخطرُ بفكرِكَ و تدبُر الأمورَ تدبیرا(3) فمن عملَ بما رأیتَ فلنفسه و من لم یعملْ فلسوفَ یَلقی علی یدیكَ جزاءِ مریرا(4) إنّا أعطینا موسی من قبلِكَ من الوصیّات عشرةً و نعطیك عشراتٍ أخری إذ قد ختمنا بك الأنبیاءَ و جعلناكَ علیهم أمیرا(5) فانسَخْ مالكَ أن تنسَخَ ممّا أمرناهُم بِهِ فَقَدْ سَمْعنا لكَ أن تجریَ علی قراراتِنا تَغییرا(6) قل لعبادی الذینَ آمنُوا إن تثاءبوا یستعیذوا بالرحمنِ أن لا یضحك منهمُ الشیطانُ ولیكبروا اللّه إن عطسوا تكبیرا(7) و أن لا یقتنوا فی بیوتهم كلباً و لا یضعوا علی حیطانِهم تَصْویرا( 8 ) و إذا أرادوا انتعالاً فلیبدأوا بالیمین قبل الشمالِ و إن لم یفْعلوا فقد اقتَرفوا نهباً كبیراً(9) وإن تبرَّزوا فلیمسحوا مؤخراتِهم بحجارٍ ثلاثةٍ و یَنْتهوا عن الروثِ إذ قد جعلناهُ للجنِّ غذاءً و علی المؤمنین أمراً مَحْظورا(10) قلْ لعبادی الذینَ آمنُوا یغزوا من أرادوا و یَقْتلوا من أجلِ رزقهم و من لم یغز منهُم أو لم یحدِّث نفسَه بغز وِ ماتَ منافقاً منكُورا(11) و للذین یخشون سحراً یأكلوا سبع عجواتٍ ینجّیهمُ اللّهُ من السحرِ و یبعدُ عنهُم شراً مستطیراً.
12) قل لعبادی إن اَرادوا أن یحلِفوا فلیحِلفوا باللّهِ و لا یخافوا تبذیرا(13) و أن ینحكوا ما طاب لهم من النساء مثنی و ثلاثَ و رباعَ أو ما ملكت أیمانهم أنّا جعلنا لهُم الدینَ أمراً یسیرا(14) و إذ فَرغَتْ من بین یدیكَ الوصایا فاطلبْ إلیكَ جبریلَ یأتیكَ ساعیاً مأمورا(15)و إن شُغِلَ جبریلُ عنك فعلیك بورقةَ بنِ نوفل و استفِذْ منه قبل أن نتوفاهُ فیصبح الوحیُ علیك أمراً عسیراً(16)
ـ بررسی صفحه وصایا 1. (إِنّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَمُبَشِّراً وَنَذِیراً) (فتح/8). - (وَما أَرْسَلْناكَ إِلاّ رَحْمَةً لِلْعالَمین) (انبیاء/107). - آیه جعلی «انّا أرسلناك للعالمین مبشراً ونذیراً».(1)
2. ومَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسهِ....) (جاثیه/15). - آیه جعلی «فمن عمل بما رأیت فلنفسه».(2)
3. (قُلْ لِعِبادِیَ الّذِینَ آمَنُوا یُقیمُوا الصَّلاة....) (ابراهیم/31) - آیه جعلی «قل لعبادی الذین آمنوا إن تثاءبوا».(7)
4. (... ولتكبُروا اللهَ عَلی ما هَداكُمْ...) (بقره/185). - (وَلَمْ یَكُنْ لَهُ وِلیٌّ مِنَ الذُل وَكَبِّرْهُ تَكْبیراً) (اسراء/17). - آیه جعلی « ولیكبروا الله إن عطسوا تكبیراً». (7)
5. (...فَانْكِحُوا ماطابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنی وَثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةٌ أَوْ ما مَلَكَتْ أَیْمانُكُمْ ذلِكَ أدْنی أَلاّ تَعُولُوا) (نساء/3). - آیه جعلی «وأن ینكحوا ماطاب لهم من النساء مثنی وثلاث ورباع أو ما ملكت أیمانهم إنا جعلنا لهم الدین أمراً یسیراً». (14)
4. صفحه ایمان واذكرْ فی الكتابِ الحواریینَ إذ عصفتِ الرِیاحُ بهم لیلاً وهُمْ یُبحرون(1) إذ تراعی علی المیاهِ لهم طیفُ المسیح یمشی، فقالوا أ هوَ ربُّنا یهزأ بنا أم قد مسَّنا ضربٌ من جُنون(2) فجاءَهم صوت المعلِّمِ أنْ لا تخافوا إنی أنا هُوَ ،فلا تُبصِرونْ(3) فهتفَ هاتف منهم یقولُ ربِّی مُرْنی إن كنتَ حقاً هوَ، آتی علی المیاهِ إلیك، عسی أن یبدّلَ اللهُ شَكِّی بیقین(4) قالَ فاسع إلیّ ولتَكُنْ للناسِ آیة لعلَّهم یتذكَّرون.(5) وإذ طَفِقَ الحواریُّ یمشی رأی شِدَّةَ الریحِ فخافَ وبدأ یغرَقُ فصاحَ بربِّهِ یسْتعین(6) فمدَّ بیمینه لهُ فأخذهُ بها وقالَ یا قلیلَ الإیمانِ هذا جزاءُ المُمْتَرین(7) وإذ ركب السفینةَ معه سَكنتِ الریاحُ لتوِّها فسَبح الحواریون بحمدِهِ، وهتفوا لهُ قائلین( 8 ) أنت هو ابن الله حقاً، بكَ نحنُ آمنَّا، وأمامكَ نخرُّ ساجدین(9) قالَ طوبی للذین آمنوا ولم یلبسوا إیمانهم بشك فأولئك همُ المفلحون(10).
ـ بررسی صفحه ایمان 1. (وَاذكُرْ فِی الكِتابِ مَرْیَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَكاناً شَرْقِیّاً) (مریم/16) - آیه جعلی «واذكر فی الكتاب الحواریین إذ عصفتِ الریاح بهم لیلاً وهم یبحرون». (1)
2. (وَیُبَیّنُ آیاتِهِ لِلنّاسِ لَعَلّهُمْ یَتَذَكّرُونَ) (بقره/ 221) - آیه جعلی «ولتَكُنْ للنّاسِ آیة لعلَّهم یتذكّرون». (5)
3. (إِذا كُنْتُمْ فِی الفُلْكِ وَجَرَیْنَ بِهِمْ بِریحٍ طَیّبَةٍ وَفَرِحوا بِها جائَتْها رِیحٌ عاصِفٌ وَجاءَ المَوْجُ مِنْ كُلّ مَكانٍ وَظَنّوا أَنّهُمْ أُحِیطَ بِهِمْ دَعَوُ اللّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدّینَ لَئِنْ أَنْجَیْتَنا مِنْ هذِهِ لَنَكُونَنّ مِنَ الشّاكِرِینَ ) (یونس/22). - آیه جعلی «وإذ ركب السفینة معه سكنت الریاح لتوهافسبّح الحواریون بحمده وهتفوا له قائلین.( 8 ) وإذ طفق الحواریّ یمشی رأی شدّة الریح فخاف وبدأ یغرق فصاح بربه یستعین».(6)
ـ جملات مهمل، بیهدف و بیمحتوای صفحات چهارگانه:
در این صفحات، در جاهایی كه از الفاظ قرآن كریم كمتر استفاده شدهاست،جملات مهمل و بیمحتوا و خندهآور، شبیه گفتار بذله گویان، رخ نمایان میكند به گونهای كه این نوشتهها و مجعولات ، ادّعای دروغین نویسندگان آن را پوچ جلوه میدهد. به نمونههایی از آن توجه فرمایید؛ و با دقت قضاوت كنید:
1. صفحه «وصایا» به ترتیب شمارههای (7، 8، 9، 10، 11، 12 و 16):
« قل لبعادی الذین آمنوا إن تثاءَبوا (خمیازه كشیدن) یستعیذوا بالرحمن أن لا یضحك منهم الشیطان و لیكبّروا الله إن عطسوا تكبیراً(7) وان لا یقتنوا فی بیوتهم كلباً ولا یضعوا علی حـیطانهـم تـصـویـراًً( 8 ) وإذا أرادوا انتعالاً فلیبدأوا بالیمین قبل الشمال وإن لم یفعلوا فقد اقترفوا ذنباً كبیراً(9) وإن تبرّزوا (أی تغوّطوا) فلیمسحوا مؤخراتهم بحجارٍ ثلاثة وینتهوا عن الروثِ (كثافت) إذ قد جعلناه لجنّ غذاءً وعلی المؤمنین أمراً محظوراً (أی ممنوعاً)(10) قل لبعادی الّذین آمنوا یغزوا (یعنی جنگ كنند) من أرادوا ویقتلوا من أجل رزقهم ومن لم یغزوا منهم أو لم یحدث نفسه بغزو مات منافقاً منكوراً(11) وللّذین یخشون سحراً یأكلوا سبع عجواتٍ (خرمای عجوه) ینجیهم الله من السحر و یبعد عنهم شرّّاً مستطیراً(12) وإن شغل جبریل عنك فعلیك بورقة بن نوفل واستفد منه قبل أن نتوفاه فیصبح الوحی علیك أمراً عسیراً(16)».
(ترجمه): بگو به آن دسته از بندگان من كه ایمان آوردهاند، اگر خمیازه كشیدند پناه ببرند به خدا كه شیطان به آنها نخندد، و تكبیر بگویند خدا را اگر عطسه نمودند تكبیر كردنی.(7) و اینكه نگه ندارند در منزلهای خود سگی را و بر روی دیوارهای خود عكسی را نچسبانند.( 8 ) واگر میخواهند كفش بپوشند، كفش راست را قبل از چپ بپوشند، اگر این كار را انجام ندادند گناه بزرگی را مرتكب شدهاند.(9) و اگر تغوط كردند سه سنگ به دبر خود بكشند و دور شوند از آن كثافت، چون قرار دادیم آن را برای جن غذا و بر مؤمنین امری ممنوع.(10) بگو به بندگان مؤمن من، جنگ كنند با هر كس كه میخواهند و بكشند برای روزی خود، و هر كس جنگ نكند از آنها و بنای جنگ كردن نداشته باشد، منافق و بینام و نشان بمیرد.(11) و كسانی كه از سحر میترسند هفت دانه خرمای عجوه بخورند، نجات میدهد خدا او را از سحر و دور میكند از آنها شرّ پراكنده را.(12) و اگر از تو مشغول شد جبرئیل، بر تو باد به ورقة بن نوفل و استفاده كن از او قبل از آن كه او را بمیرانیم كه در این صورت وحی بر تو امر سختی شود.(16)
2. در شماره 8 صفحه «تجسد» میگوید: ‹‹فیه و منه كان مع روح قدسه إلهاً سرمدیاً واحداً أحداً›› یعنی در او و از او بود با روح قدس او پروردگاری دائم و یكی و یگانه.
3. در شمارههای 13 و 14 صفحه «تجسد» میگوید: ‹‹إنّ الّذین كفروا بآیاتهِ وقالوا قولاً إدّا(13) لن یجعل الله لهم من أمده بدّا››(14).یعنی كسانی كه به آیات او كافر شدند، و حرف سخت گفتند(13) خدا برای آنها از قدرت خود چاره قرار نمیدهد(14).
4. در شماره 1 - 9 صفحه ایمان چنین آمده است:
«واذكر فی الكتاب الحواریین إذ عصفت الریاح بهم لیلاً وهم یُبحرون(1) إذ تراءی علی المیاه لهم طیف المسیح یمشی فقالوا أهو ربّنا یهزأ بنا أم قد مسّنا ضرب من جنون(2) فجاءهم صوت المعلم أن لا تخافوا إنّی أنا هو أفلا تبصرون(3) وإذ طفق الحواریّ یمشی رأی شدّة الریح فخاف و بدأ یغرق فصاح بربّه یستعین(6) فمد بیمینه له فأخذه بها وقال یا قلیل الایمان هذا جزاء المـمترین(7)».
یعنی: «یاد كن در كتاب حواریین، وقتی كه باد در شب به شدّت وزید و آنها در دریا بودند(1) به نظر آنها آمد روی آب خیال مسیح كه راه میرود، پس گفتند آیا او پروردگار ماست كه ما مسخره میكند (یا با ما شوخی میكند) یا به ما دیوانگی روی دادهاست(2) پس صدای معلم به سوی آنها آمد این كه نترسید من او هستم آیا نمیبینید؟!!(3) و چون حواری به راه رفتن شروع كرد دید باد سختی میوزد، و ترسید و نزدیك بود غرق شود، داد زد به پروردگار و از او استعانت جست(6) پس دست راست خود را به سوی او دراز كرد و به او گفت ای كم ایمان این جزای شك كنندگان است».
این جملههای بیمغز و پوچ و مبتذل كه شبیه گفتار بذله گویان بیهدف و داستانهای تخیلاتی غیر واقعی است، و گوینده آنها خواسته است كه یك نوع تقلید خنك و مونتاژی، از جملههای متین و استوار قرآن، به عنوان تحدی و معارضه با قرآن بیاورد، لكن فاقد بلاغت و گیرایی تعبیر و شیوایی بیان و عظمت و بلندی معانی است. این جملات نه تنها به پایه یك صدم بلاغت قرآن نمیرسد بلكه به مراتب از كلام عادی كه در قلوب مردم جای میگیرد پایینتر است.
این جملات شایستگی آن را ندارندكه در تمام جوانب، مورد بحث و دقت قرار گیرند، زیرا بیمحتوایی و سبكی این جملات، با كمترین دقت و توجه بر همگان روشن است.
و كسانی كه یك رشتـة الفاظ بیمعنی و مهمل را به هم بافته و خواسته باشند به مقابله با قرآن برخیزند، نتیجهای جز رسوایی عاید آنان نمیگردد و بهترین مصداق شعر زیر است:
ای مگس؛ عرصه سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود میبری و زحمت ما میداری
ـ گفتارهای متناقض در صفحات چهارگانه:
آنچه مسلم و قطعی است، این است كه آیات مباركه قرآن كریم در مدت 23 سال به تدریج بر پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) نازل شده و در مجموع آن، كوچكترین تضاد و اختلافی مشاهده نمیشود و این خود راه دیگر برای تحدّی بوده و مبیّن وجوه دیگر اعجاز قرآن است كه غیر از اصل بلاغت، یكنواختی بلاغت آن را در طول تاریخ نزول به اثبات میرساند.لكن این صفحات چهارگانه با توجه به كمی الفاظ و زمان درج آن، دارای تناقضات مختلفی است.
ذیلاً به چند نمونه از آن اشاره میكنیم:
1- در صفحه «تجسد» فقره 6 میگوید:«سبحانه ربّ العالمین أن یتخذ من خلائقه ولداً»یعنی منزه است پروردگار عالمیان كه قرار دهد از مردمان برای خود فرزندی.این عبارت تصریح دارد به این كه برای خداوند هیچگونه فرزندی نیست و از طرفی پدر كسی هم نیست.
لكن در همین صفحه فقره 9 و 12 میگوید:«و إذ بعث به الأب للعالمین كما وعد» و «و إلی أبیه السماوی بعد ثلائه أیام صعد».یعنی و زمانی كه فرستاد او را پدر برای عالمیان چون وعده داده بود .و به سوی پدر آسمانی خود بعد از سه روز بالا رفت.
در فقره 9 صفحه ‹‹ایمان›› میگوید:« أنت هو ابن الله حقّاً » تو حقیقتاً فرزند خدا هستی.
2- در فقره7 صفحه «تسجد» میگوید:«لیس المسیح خلیقة الله إذ كان مع الله قبل البدء وهو معه أبداً» یعنی:مسیح مخلوق خدا نیست، چون كه او قبل از خلقت با خدا بود و تا ابد با خدا هست.
این عبارت دلالت دارد كه خلقت مسیح ابدی و ازلی است و به ناچار باید گفت كه نعوذ باللّه دو خدا وجود دارد یكی خدا و دیگری مسیح.و در فقره 8 میگوید:«فیه و منه كان روح قدسه»در او و از او بود با روح قدس.و در نهایت قایل به تثلیث میشود.
3- در صفحه «ایمان» فقره 2 و3 مسیح را رب توصیف میكند: «فقالوا أهو ربّنا... فجاءهم صوت المعلم.... إنّی أنا هو». «پس گفتند آیا او پروردگار ماست....پس آمد به سوی آنها صدای معلم....من او هستم».
اما در صفحه «ایمان» شماره 9 میگوید:«أنت هو ابن الله حقّاً»
4- در شمارههای 9 ، 10، 11و 12 صفحه «تجسد» میگوید: «وإذ بعث به الاب للعالمین كما وعد. حلّ فی بطن عذراءكلمة وخرج منه جسداً. عاشر الإنسان، علّم الإنسان، مات عن الإنسان فدی وكالإنسان رقد»
یعنی زمانی كه فرستاد او را پدری برای عالمیان چون وعده داده بود.حلول كرد در شكم عذراء كلمهای خارج شد از او با جسد.معاشرت كرد با مردمان، تعلیم كرد مردمان را، فدای انسان شد و مُرد و مانند انسان خوابید(اشاره به مرگ).
5- و نیز فقره 2 و 5 صفحه «وصایا»، بلكه مضمون و عبارت تمام آن صفحه دلالت دارد به این كه مسیح رسول خدا است، چنان كه میگوید:« إنّا أرسلناك للعالمین مبشّراً ونذیراً (2) إنّا أعطینا موسی من قبلك من الوصیات عشرة ونعطیك عشراتٍ أُخری إذ قد ختمنا بك الأنبیاء وجعلناك علیهم أمیراً». ما شما را برای عالمیان بشیر و نذیر فرستادیم. ما دادیم به موسی قبل از تو ده تا وصایا و میدهیم به تو ده تا وصیت دیگر، چون ختم كردیم به تو پیغمبران را و قرار دادیم تو را به آنها فرماندار.
تمام این عبارات بیانگر آن است كه مسیح مخلوق خدا است.
- خلاصه، از این صفحات چهارگانه استفاده میشود كه حضرت عیسی (علیه السلام)، هم خدا و هم مخلوق و هم رسول خدا است!!!
راستی چگونه میشود یك موجود هم خالق باشد و هم مخلوق، هم رسول باشد و هم مرسل؟!!!
فاعتبروا یا أولی الأبصار.
چه كسی میتواند این معما را حل كند؟ كدام عاقلی میتواند چنین امر محال را قبول كند؟ خداوند متعال در قرآن خطاب به اهل كتاب میفرماید:
«یا أَهْلَ الكِتابِ لا تَغْلُوا فِی دِینِكُمْ وَلا تَقُولُوا عَلی اللّهِ إِلّا الحَقّ إِنّما المَسِیحُ عِیسی ابْنُ مَرْیَمَ رَسُولُ اللّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلی مَرْیَمَ وَرُوحٌ مِنْهُ فَآمِنُوا بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَلا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ انتَهُوا خَیْراً لَكُمْ إِنّما اللّهُ إِلهٌ واحِدٌ سُبْحانَهُ أَنْ یَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَهُ ما فِی السّمواتِ وَما فِی الأَرضِ وَكَفی بِاللّهِ وَكِیلاً »(نساء /171 ).
«یا أَهْلَ الكِتابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآیاتِ اللّهِ وَأَنْتُمْ تَشْهَدُونَ * یا أَهْلَ الكِتابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الحَقّ بِالباطِلِ وَتَكْتُمُونَ الحَقّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ» (آل عمران /70-71)
شگفت این كه در صفحه «تجسد» فقره 7 و 8 قایل به تثلیث "(خدا، مسیح و روح القدس)میشود، سپس در توصیف آنها میگوید: «إلهاً سرمدیاً واحداً أحداً ».
این عبارت نشان میدهد كه نویسنده این فقرات چقدر سردرگم و غافل بوده، كه حتی اعداد و ریاضیات را هم فراموش كرده و به هذیان گویی افتاده است.عدد یك را، سه میخواند، و سه را هم یك میگوید، سفید را سیاه و سیاه را سفید میبیند، زن را مرد و مرد را زن قلمداد میكند!!!
خداوند چه زیبا فرمود: «وَلَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلافاً كَثِیراً» (نساء /82).
حال سئوال مهم این است كه؛ چگونه وقتی كلام از انسان است در آن اختلاف پدید میآید؟ و حكمت و فلسفهی این اختلاف چیست؟ و چرا بشر نمیتواند مثل كلام خدا را بیاورد؟
در پاسخ باید گفت:
اوّلاً: انسان مثل سایر موجودات مادی در این عالم، محدود و دایماً در حال تغییر و تحول است، و مسلم است كه یك موجود متغیر و محدود نمیتواند نقش موجود نامتناهی و غیر محدود را به عهده بگیرد. توضیح این كه؛ تغییرات محیط و تغییرات درونی انسان، در حالات روحی و آثاری كه از آنها ظاهر میشود مؤثر بوده و او پیوسته در حال تكامل است، چیزهایی را یاد میگیرد كه قبلاً نمیدانسته است و این دانش جدید میتواند درنفس و جان او اثر گذاشته و دگرگونش سازد. همچنین در اثر كارهای جدیدی كه میكند، آماده میشود تا كارهای بعدی را بهتر انجام دهد. و از طرفی حالات انسان از قبیل غم، شادی، ترس، امید و...تحت تأثیر عوامل خارجی و احیاناً درونی، تغییر میكند و در كلام او اثر میگذارد، به طوری كه انسان در اوج شادی، به گونهای سخن میگوید و در موقع حزن و اندوه،به گونهای دیگر. و علت آن نیست مگر اینكه او كه یك موجود مادی است و تحت تأثیر عوامل مختلف قرار میگیرد.بنا بر این یك فرد نمیتواند در طول عمر، آنچنان سخن بگوید كه همهاش از نظر بلاغت یكنواخت باشد و به ناچار سطح كلامش در مواقع گرسنگی و سیری، غم و شادی، سلامتی و ناخوشی، اضطراب و اطمینان، شكست و پیروزی و... تفاوتهای بزرگی خواهد داشت.
اما وقتی كه كلام، كلام الهی میشود و خداوند متعال در قرآن كریم در تمام این شرایط مذكور سخن گفته است، آن وقتی كه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در نهایت سختی و پیروزی، فقر مالی و توانمندی، در حال صحت و سلامتی و ... است، در مییابیم كه در طول 23 سال نبوّت، از لحاظ بلاغت، یكنواخت سخن گفته است، به طوری كه اولین آیات نازل شده به همان اندازه محكم و شامل حقایق علمی است كه آخرین آنها همان اعتبار و اتقان را دارد.
ثانیاً: خداوند متعال هدفش را بهتراز همه میشناسد، و حال بندگانش را هم در تمام ابعاد بهتر از همه میداند، و احاطهی او بر تركیبات الفاظ از همه بیشتر است، لذا فقط خداست كه میتواند هدف خود را بر اساس مقتضای حال به بهترین وجه و با جامعیت بیان كند. اما دیگران نمیتوانند چنین احاطهای داشته باشند، و نمیدانند دقیقا چه نكتههایی را باید رعایت كنند، و چگونه حال همهی مخاطبان را در نظر بگیرند و بر اساس چنین فرمول پیچیدهای سخن بگویند.
سرّ این كه كسی نمیتواند مثل قرآن را بیاورد همین است، چون انسان هر قدر بخواهد نكتههای مختلفی را در نظر بگیرد، بالاخره ذهنش محدود است و توجه او به یك یا چند مطلب خاص معطوف میشود و بر همهی جهات مسلط نیست، لذا آوردن مثل قرآن برای كسی ممكن نمیباشد.
به راستی در جهانی كه همهی موجودات دستخوش تغییر و تحول هستند، آیا ممكن است انسانی كه خود جزو این جهان طبیعت و محكوم به تغییر و تحوّل در آن میباشد، با این وصف بتواند در همهی شئون عالم بشری دخالت نموده و كتابی مشتمل بر معارف، علوم، قوانین، مواعظ، امثال و قصص، به دنیا عرضه نماید، كه در آن از تمام ابعاد زندگی سخن گفته شده و در هر رشتهای از علوم و معارف اظهار نظر شده باشد و حق سخن در همهی موارد، یكسان و در حدّ اعلی ادا شده باشد و مطالب آن در مدت طولانی (23 سال) و در اوضاع مختلف القاء گردیده باشد، و در عین حال، حتی یك حرف آن هم باطل نشده باشد؟ با این كه هیچ انسانی در این مدت به یك حال باقی نمیماند و خواه ناخواه دستخوش تغییر و تحول میشود!
قابل ذكر است كه؛ اشكالات و تناقضات دیگری نیز در این صفحات وجود دارد، لكن به جهت اختصار، از آن صرف نظر مینماییم، زیرا بطلان این عبارات و بیمحتوایی و عدم بلاغت آنها برای اهل علم و انصاف روشن است.
امید آنكه چشم خفتة جاهلان و بدخواهان، به سوی حقانیت دین مبین اسلام باز و روشن گردد و خیر خواهی و سعادت طلبی قرآن برای بشریت را دریابند و دست از عناد و پیروی باطل برداشته و خیر و سعادت دنیا و آخرت خود را به هواهای نفسانی و شیطانی نفروشند.
یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم والله متم نوره و لو كره الكافرون
ـ برای توضیح بیشتر در معجزه بودن قرآن كریم و مسألهی تحدّی قرآن و مباحث مربوط به آن، به مصادر فارسی زیر مراجعه شود:
1. البیان، آیتالله خوئی(ره)
2. تفسیرالمیزان ج 1، علامه طباطبائی(ره)
3. اعجاز قرآن، علامه طباطبائی(ره)
4. قرآن در اسلام، علامه طباطبائی(ره)
5. التمهید و علوم قرآن، آیت الله معرفت.
6. رسالت جهانی پیامبر، آیت الله سبحانی
7. راه و راهنما شناسی، آیت الله مصباح یزدی
8. شناخت اعجاز قرآن
9. ماهیت و منشأ دین، فضل الله كمپانی.
تبیان