عقده
عقده
عقده در روانشناسی به گروهی از عوامل روانی که به طور ناخود آگاه به یک فرد در رابطه با موضوع خاصی منسوب شده و رفتارهای او را تحت تاثیر قرار میدهند.
عقده ٔ روانی، ناراحتیها و رنجهای شدید و درونی را گویند که بر اثر عدم ارضای امیال سرکوفته وانجام نشدن آرزوها بر انسان عارض میشوند.
چه چیزهایی باعث عقدههای روحی (روانی) میشوند؟
جوانی که روانشناسی معاصر داده است این است که تلخ کامیها، در زیر فشار محرومیتها و ریاضتهای سخت به ضمیر ناآگاه و واپس رانده میشوند. لیکن هیچ خاطرهای فراموش و هیچ میلی واپس رانده شده نابود نمیشود، بلکه تغییر چهره میدهد، به ویژه وقتی که گنجایش و ظرفیت تحمل روحی لبریز شود به شیوهای بیماری آسا و گمراه کننده و عصیانی، به تخریب و خودنمایی میپردازد(1).
این جریان تشکیل عقده از این دیدگاه است.
البته از نگاه و منظر دینی انسان نباید مطلقاً به تعطیل غرایز و خواستهها بپردازد بلکه تعدیل آن را پیشنهاد نموده و برای هر نیازی پاسخی در خود از تربیت را آماده میکند که مؤمن با التزام به آن به شخصی محبوب تبدیل میشود. گر چه مؤمن باید به محبوبیت نزد خداوند دلبسته باشد. ولی به طور طبیعی انسان متقی نیکوکار حس احترام دیگران را برمیانگیزد. در نتیجه این انسان عقده خودنمایی ندارد. و همینطور نیاز جنسی و... بهرحال گرچه بخشی از رهنمود روانکاوانه درست است اما ایجاد عقده بنفسه بعد نمیباشد. بسیاری از استعدادهای نهفته، در اثر محرومیت شکوفا شد و بعد از رسیدن به نعمت به قدردانی تبدیل میشود. پس نتیجه میگیریم آنچه باعث عقده روانی میشود همانا برخورد ناآگاهانه به نیازهای خویش و اطرافیان و اعمال زور و زیاده طلبی، زمینه محرومیت و انباشته شدن کینهها و عقده را فراهم میآورد. که در اینجا رهنمود مکتب را دیدیم اما گاهی عقدهها حاصل جریان طبیعی زندگی است و اجتناب ناپذیر است از این عقدهها میتوان به عنوان یک انرژی متراکم استفاده کرد و عقده مطلقاً بد نمیباشد. به تعدادی از زمینهها اشاره میکنیم:
1 - مشکلات مالی در دوران جوانی و نوجوانی و کودکی
2 - اختلافات پدر و مادر با هم
3 - اختلاف خواهران با برادران
4 - فرق گذاشتن والدین بین فرزندان خود
5 - حادثههای ناگوار دوران کودکی
6 - نارسائیهای جنسی
7 - کمروئی
8 - ترسهای گوناگون
9 - کمبود مواد غذایی
10 - فشار محیط اجتماعی....
در هر صورت با پی بردن ریشه عقده میتوان آنرا از بین برد و خود را سالم نمود.درباره این موضوع میتوان جلد دوّم به کتاب کودکان از نظر وراثت و تربیت نوشته آقای فلسفی مراجعه شود.
1) آنسوی چهرهها، ص 15.
منابع
ویکی پدیا
jawab.ir