آیا عدالت علوی در جمهوری اسلامی اجرا شده است؟

عدالت علوی، به عنوان یک الگوی بلند و آرمانی، مسیری است که رسیدن کامل به آن در هیچ جامعه‌ای ساده نیست. جمهوری اسلامی نیز هرگز مدعی تحقق کامل آن نبوده، بلکه همواره بر حرکت مستمر در این مسیر تأکید داشته است. در این پاسخ، تلاش‌ها، دستاوردها، و چالش‌های موجود در تحقق این آرمان بررسی می‌شود تا نگاهی منصفانه و واقع‌بینانه به میزان پیشرفت در این زمینه ارائه گردد.

تلاش و حرکت در مسیر آرمان:

عدالت علوی به عنوان یک الگوی متعالی و آرمانی شناخته می‌شود که دستیابی کامل به آن در هیچ جامعه‌ای آسان نیست و نیازمند کوشش مستمر است. جمهوری اسلامی مدعی رسیدن به اوج این عدالت نیست، بلکه هدف و آرمان اصلی خود را حرکت پیوسته در این مسیر می‌داند، که در اصول قانون اساسی نیز منعکس شده است.

دستاوردها و اقدامات عملی:

گسترش خدمات عمومی: توسعه گسترده سوادآموزی و دسترسی به آموزش عالی در سراسر کشور، حتی در مناطق محروم، به عنوان گامی در جهت عدالت آموزشی تلقی می‌شود. همچنین، توسعه شبکه بهداشت و درمان، پوشش بیمه‌ای، و فراهم آوردن امکانات درمانی در مناطق دوردست، از جمله دستاوردهای این حوزه است.

توسعه زیرساخت‌ها: سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های حیاتی مانند آب، برق، گاز و راه‌سازی در مناطق مختلف، به ویژه روستاها، برای کاهش نابرابری‌های منطقه‌ای انجام شده است.

حمایت از اقشار آسیب‌پذیر: ایجاد و تقویت نهادهای حمایتی برای یاری رساندن به مستضعفین و کاهش فقر مطلق از دیگر اقدامات است.

مبارزه با فساد: اراده برای مقابله با فساد وجود دارد و پرونده‌های متعددی در قوه‌قضائیه پیگیری شده است، هرچند اذعان می‌شود که این مبارزه باید قوی‌تر و فراگیرتر باشد.

حفظ استقلال: حفظ استقلال و عزت ملی و عدم وابستگی به قدرت‌های خارجی، به عنوان بخشی از عدالت در عرصه بین‌الملل و زمینه‌ای برای اجرای عدالت داخلی دیده می‌شود.

چالش‌ها و موانع موجود:

فشارهای خارجی: تحریم‌های اقتصادی و پیامدهای جنگ تحمیلی، به عنوان اصلی‌ترین موانع در تأمین منابع و اجرای کامل سیاست‌های عدالت‌محور شناخته می‌شوند.

مسائل داخلی: برخی مشکلات فرهنگی، وجود رانت، و چالش‌های ساختاری در بخش‌هایی از جامعه، مانع از تحقق کامل عدالت شده است.

تمایز فردی و سیستمی: تأکید می‌شود که فساد یا بی‌عدالتی‌های رخ‌داده، بیشتر ناشی از عملکرد ناصحیح برخی افراد است و نباید به کلیت نظام نسبت داده شود؛ نظام در پی اصلاح و برخورد با این انحرافات است.

مقایسه تاریخی:

در مقایسه با دوران پیش از انقلاب، پیشرفت‌های قابل توجهی در گسترش عدالت اجتماعی، دسترسی عمومی به امکانات، و کاهش برخی از ابعاد فاصله طبقاتی مشاهده می‌شود.

الف. افزایش شاخص توسعه انسانی (HDI)

طبق گزارش‌های برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP)، ایران از سال 1979 تاکنون رشد چشمگیری در شاخص HDI داشته و از سطح "توسعه متوسط" به "توسعه بالا" ارتقا یافته است.

پیشرفت‌ها شامل: افزایش امید به زندگی، بهبود نرخ سواد (به‌ویژه در زنان) و گسترش آموزش و بهداشت است.[1]

ب. کاهش فقر و بهبود توزیع درآمد

پژوهش‌های صالحی اصفهانی (اقتصاددان ایرانی-آمریکایی) در نشریات آکادمیک غربی، کاهش چشمگیر فقر و کاهش نابرابری را پس از انقلاب تأیید کرده‌اند.

ضریب جینی[2] کاهش یافته و فقر مطلق از دهه ۱۳۵۰ تا ۱۳۹۰ به‌شدت افت کرده است.[3]

ج. گسترش خدمات زیرساختی در مناطق محروم

تحلیل‌های منتشرشده در ResearchGate و UNDP اشاره دارند که پس از انقلاب، توسعه برق، آب سالم، جاده‌سازی، و خدمات بهداشتی در مناطق روستایی، شکاف شهری-روستایی را کاهش داده است. گسترش آموزش و بهداشت نیز به رشد طبقه متوسط و کاهش فقر کمک کرده است.[4]

این منابع علمی و رسمی غربی نیز نشان می‌دهند که در حوزه‌های اجتماعی، به‌ویژه در کاهش فقر و گسترش خدمات عمومی، ایران پس از انقلاب دستاوردهای قابل توجهی داشته است.


[1] UNDP. Human Development Reports.

https://hdr.undp.org

[2] ضریب جینی (Gini coefficient) یکی از مهم‌ترین شاخص‌های اندازه‌گیری نابرابری توزیع درآمد یا ثروت در یک جامعه است.

[3] Salehi-Isfahani, D. (2012). Revolution and Redistribution in Iran. CORE.

https://core.ac.uk/download/pdf/7155621.pdf

[4] Social Development and Revolution in Iran – ResearchGate, 2021.

https://www.researchgate.net/publication/354682184_Social_Development_and_Revolution_in_Iran