پرسش 218
چرا در اسلام (يا در ايران) به مراسم عزاداري بيشتر از اعياد توجه شده است. نمونه بارز آن روز تولد امام(ع) را كاري حساب مي كنند ولي روز وفات آن بزرگوار را روز تعطيل؟
باتوجه به اينكه براي فهم دين بايد به خود دين رجوع كرد نه به دينداران و احيانا اگر اشكالي كه در عمل دينداران است نبايد به خود دين نسبت داد. توجه شما را به چند نكته جلب ميكنيم:
1. نكته اول اينكه گرچه شما در سوال خود معين نكرديد كه كدام امام منظورتان است ولي بايد توجه داشته باشيد كه ايام شهادت همه معصومين تعطيل رسمي نيست و از طرفي ايام ولادت امام علي عليه السلام و نيز امام دوازدهم عليه السلام نيز تعطيل است بنابراين تعطيلات با توجه به ويژگي خاصي كه ائمه معصومين براي شيعيان دارند تنظيم شده است و مختص ايام شهادت نيست گرچه اين حقيقت مورد قبول است كه عزاداريها پررنگ تر از شاديها جلوه دارند و نكات بعدي در مورد علل اين مسئله است بعد از پذيرش اين مسئله كه ما كمبود برنامه سالم براي شاديها و ولادتها داريم.
2. نكتهاي كه شايد ممكن است از علل كم توجهي به ولادتها باشد اين است كه ائمه معصومين وقتي كه به دنيا آمدند امام نبودند يعني كسوت امامت در بر نداشتند اما وقتي كه به شهادت ميرسيدند بر كرسي امامت نشسته بودند و اين واقعه جسارت به ايشان و شهادت ايشان را بزرگتر از ولادتشان نشان ميدهد شايد از اين رو به ايام شهادت توجه بيشتري كرده اند.
3. نكته ديگر كه از گذشته به اين مسئله يعني به شادي پرداخته نشده شايد احساس خطري بوده كه بلحاظ ا خلاقي داشتهاند وچنين فكر ميكردند كه انسان در وقتي كه شاد است بيشتر از وقتي كه در حال عزا و ناراحتي است به گناه نزديكتر است و اهميت زياد به روزهاي ولادت معصومين ممكن است موجب سوء استفاده برخي و تبديل مجالس به مجالس لهو و لعب بوده باشد از اين رو در پي تأكيد و اصرار بر شادي كردن نبوده اند.
4. نكته ديگر اينكه در فرهنگ شيعه اعياد بزرگي وجود دارد مانند روز تولد برخي از ائمه ، عيد سعيد غدير خم، عيد قربان، عيد فطر، مبعث و ... كه همه، روزهاي شادماني و سرور است.
اگر ملتزمان به فرهنگ شيعي، سرور و شادماني خود را به اندازه عزاداري علني نميكنند، اشكال از دين نيست؛ بلكه پيروان دين، اين كوتاهي را كردهاند. در فرهنگ اسلامي، به همان اندازه كه به سوگواري بر اهلبيت(ع) تأكيد شده است، به سرور و شادماني نيز توصيه شده است و حتي در كلمات و جملات گوناگوني، به شادمان كردن ديگران امر شده است. رسول خدا(ص) به شادمان كردن فرزندان يتيم مؤمن، كودكان و مؤمنان دستور دادهاند. آن حضرت در حديث زيبايي فرمودهاند: «كسي كه مؤمني را شادمان كند، مرا شادمان كرده است و هر كه مرا شادمان كند، خداوند را شاد كرده است» منتخب ميزانالحكمه، ص 249 شيعه واقعي به حزن ائمه محزون و به سرور آنها خوشحال است چه اينكه اميرالمومنين علي (عليه السلام) ميفرمايد: «قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (عليه السلام) إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَي اطَّلَعَ إِلَي الْأَرْضِ فَاخْتَارَنَا وَ اخْتَارَ لَنَا شِيعَةً يَنْصُرُونَنَا وَ يَفْرَحُونَ لِفَرَحِنَا وَ يَحْزَنُونَ لِحُزْنِنَا وَ يَبْذُلُونَ أَمْوَالَهُمْ وَ أَنْفُسَهُمْ فِينَا أُولَئِكَ مِنَّا وَ إِلَيْنَا» خداوند تبارك و تعالي به زمين نظر كرد و ما را برگزيد و شيعيان ما را براي ما برگزيد كه ما را كمك كرده به سرور ما مسرور و به غم ما محزون هستند و اموال و جانشان را در راه ما نثار ميكنند آنان از ما بوده و به سوي ما خواهند آمد. بحار الانوار جلد44 ص278 بنابراين خود دين همان طوري كه به برپايي مجالس عزا و گريه تشويق كرده است به سرور و خوشحالي نيز تأكيد دارد حتي در احاديث هست كه انساني كه بخاطر مسئله اي ناراحت هست نيز بايد چهره بشاش خود را حفظ كند و از سيره معصومين چنين نقل شده كه همواره بر چهره شان لبخند نقش داشت و چهرهاي گشاده و باز داشتند.
5. يكي از دلايل غالب بودن عزاداري بر سرور و شادماني در فرهنگ شيعي، ظلمي است كه به اهلبيت(ع) رفته است، ظلمي كه نميتوان در تاريخ، برابري براي آن پيدا نمود. ازاينرو، بديهي است كه در حد ظلم عظيمي كه بر امامان معصوم رفته است؛ ياد كرد مظلوميت آنان در قالب سوگواري، مرثيه و روضهخواني گستردهتر از شادماني باشد و در اين ميان از آنجا كه ظلمي كه به سيدالشهدا(ع) شده، از ظلمهاي ديگر به امامان(ع) برتر و عميقتر بود، ذكر مصايب آن حضرت بيشتر و فراگيرتر است. تولد حضرات معصومين تا حدي عادي بوده است اما زندگي و رحلت آنها عادي نبوده شايد از اين روست كه تولد آنها كه البته شيعيان شاد هستند ولي نه به اندازه غمي كه هنگام ذكر چگونگي شهادت آنها بر دل مينشيند نيست از اين روست كه به وفيات معصومين توجه بيشتري ميشود.
6. اسلام با توجه به نيازهاي اساسي انسان، شادي و نشاط را تحسين و تاييد كرده است. قرآن زندگي با نشاط و شادي را نعمت و رحمت خدا تلقي فرموده، توأم با گريه و زاري و ناله را خلاف رحمت و نعمتخداوند دانسته است. در يکي از داستانهاي صدر اسلام آمده است: روزي رسول خدا(ص) دستور صادر كرد كه بايد تمام نيروهاي قابل براي شركت در مبارزه عليه كافران و مشركان بسيج شوند. عدهاي با بهانههاي مختلف از شركت در اين لشكر كشي خود داري و از فرمان خدا و پيامبر(ص) تخلف كردند! خداوند در قرآن ميفرمايد: «لعنتخدا باد بر اين كساني كه ديدند پيغمبر با انبوه مسلمانان به ميدان نبرد ميروند; اما باز هم زندگي دوستي، آنها را وادار كرد از فرمان خدا و رسول امر تخلّف كنند و بمانند. لعنت خدا بر آنها باد و محروم باد اين گروه از رحمتحق» توبه، آيه 81 به دنبال آن، به عنوان يك نفرين ميگويد: « فَلْيَضْحَكُوا قَليلاً وَ لْيَبْكُوا كَثيرًا»؛ «[اين گروه نافرمان از اين پس كم بخندند و زياد بگريند». روشن است که نفرين به صورت كيفر و مجازاتي است كه همواره بر خلاف طبيعت و فطرت آدمي او را دچار عذاب و رنج ميسازد. اينكه خداوند آرزوي كم خنديدن و زياد گريستن براي نافرمانان ميكند، حكايت از اين حقيقت دارد كه مسرت و شادي به عنوان يكي از عوامل نشاط، امر طبيعي و فطري است و او ميخواهد به عنوان كيفر، نافرمانان از اين نعمت محروم باشند. ائمه معصوم(ع) نيز بر اين امر صحّه گذاشتهاند. رسول اكرم(ص) ميفرمايد: «مؤمن شوخ و شاداب است». تحف العقول، ص49 حضرت علي(ع): «شادماني، گشايش خاطر ميآورد» آمدي، غررالحكم، ح2023 امام صادق(ع) فرمود: «هيچ مؤمني نيست كه شوخي در طبع او نباشد» اصول كافي، ج2، ص663 در اسلام نيز بر شاد بودن و حالت سرور تاكيد شده اصولا در حالت عادي روحيه حاكم بر زندگي انسان - بدون در نظر گرفتن موقعيت خاص - بايد شادي و نشاط باشد، نه غم و اندوه و گريه.
در دين اسلام دستورهاي فراواني كه زمينهساز شادي و سرور است وارد شده است: مانند سفارش به حسن خلق و گشادهرويي و ديدار برادران ايماني با روي گشاده و چهره شكفته و تلاش براي شادي كردن مؤمنان؛ چنان كه در روايت آمده است: «الق اخاك بوجه منبسط؛ با رويي گشاده با برادران ملاقات كن. كافي جلد 2 ص 103 «ايما مسلم لقي مسلماً فسره، سرّه الله عزوجل»؛ هر مسلماني كه مسلماني را ببيند و او را مسرور كند، خداوند را شاد كرده است.» كافي جلد 2 ص 192
7. از طرفي شكل عملكرد برخي گردانندگان و برگزاركنندگان مراسم ديني، به گونهاي است كه حتي در اعياد ديني و جشن تولد ائمه(ع)، مصيبتخواني و گرياندن را عنصر ضروري و ترديدناپذير اين محافل ميدانند! اين افراد اين گونه ميپندارند كه هيچ مسؤوليتي جز گرياندن و اشك گرفتن از چشمان مردم كاري ندارند اين افراد به هر وسيله و بهانهاي، در صدد گرياندن مردم هستند و اين كار را هنر خود ميدانند و به اصطلاح آنگاه محفل گرم ميشود كه گونه حضّار با اشك چشمان آنها خيس گردد!! رفتار اين گروه افراد به عنوان مرثيه خوان و مصيبت سرا و مداح - كه ميپندارند رسالت و وظيفه ديني و شغلشان گرياندن مردم است - موجب بروز چنين پنداري شده است كه دين با غم و اندوه گره زده شده. شهيد مطهري در اين باره ميگويد: بعضي از مقدس مابان و مدعيان تبليغ دين ، به نام دين با همه چيز بجنگ بر ميخيزند ، شعارشان اينست اگر ميخواهي دين داشته باشي پشت پا بزن به همه چيز ، گرد مال و ثروت نگرد ترك حيثيت و مقام كن ، زن و فرزند را رها كن ، از علم بگريز كه حجاب اكبر است و مايه گمراهي است ، شاد مباش و شادي نكن ، از خلق بگريز و بانزوا پناه ببر . ( شهيد مطهري امدادهاي غيبي ص46)
8. شايد يكي از دلائلي كه به شادي و اعياد توجه نميشود اين است كه برنامههاي خوبي براي شاد كردن در اين باره نداريم يعني در اصل نميدانيم چكار كنيم برخي مسرور كردن مومن را به خنداندن او معني كرده است در حالي كه اين كافي نبوده و حداقل از معناي مسرور كردن مومن است شاد كردن مومن به معني شادي قلبي اوست زيرا خنده چيزي جز قلقلك روحي نيست اگر از شما بپرسند كه آيا فردي را آنقدر قلقك كنند تا بخندد او را خوشحال كرده است؟ مطمئنا جواب منفي است خنده از روي جك گفتن يا كارهاي خنده دار و طنز نيز چيزي جز قلقلك روحي نيست و موقتي است زيرا انسان چيزي را ميبيند و چون مورد انتظار او نيست و تعجب برانگيز است ميخندد لذا امام حسن عسكري(ع) در حديثي ميفرمايد: «از علايم جهل خنده بدون تعجب است». بحار الانوار، ج 72، ص 59: «من الجهل الضحك من غير عجب» معناي اين احاديث در حقيقت آن است كه با برطرف كردن مشكل از زندگي يك فرد باعث خوشحالي واقعي او شد و برنامههاي اعياد نيز بايد طوري باشد كه افراد واقعا خوشحال شوند هر كسي احساس كند با آمدن اعياد امري خوشايند نصيب او خواهد شد در احاديث معصومين وارد شده است كه در روزها و شبهاي جمعه براي خانواده خود غذا يا ميوه مطلوبي تهيه كنيد چون جمعه عيد است. شايد بتوان يكي از مظاهر شادي اجتماعي را در ايام عيدنوروز ديد كه جامعه احساس خوشحالي دارد و همه چيز بيانگر اين مسئله است كه در اين كشور روز بخصوصي است آيا ما در برابر اعياد ديگر مذهبي مانند عيد مبعث و غدير و قربان و تولد معصومين چنين هستيم؟
در نتيجه اين مسئله به علل متعدد تاريخي و اخلاقي و برنامه ريزي بستگي دارد و ميتوان با برنامه ريزي صحيح در توليد برنامه و ابتكار شادي مورد قبول جامعه را نيز به بار آورد.
پرسمان