روش های پیامبر (ص) در مبارزه با مفاسد اجتماعی
هدف رسول اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) از مبارزه با مفاسد اجتماعي ، رساندن انسان و جامعه بشري به فلاح و رستگاري ميباشد.
مقدمهبا
سلام و تحيات الهي به پيشگاه مقدس و ملكوتي رسول گرامي اسلام حضرت
محمد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) پيامآور بزرگ خدا كه خداوند او را با
بهترين عناوين و زيباترين اوصاف در كتابش مورد ستايش قرار داده است:
« وَ إِنّكَ لَعَلي خُلُق عَظيم (قلم /4) »
شخصيتي
كه شاهد و مبشر و نذير بود و دعوت كننده به سوي حق و چراغ روشن هدايت
(احزاب / 46) و اجابت دعوت او براي انسانها تضمين كننده حيات طيبه و رسيدن
به سعادت و خوشبختي (انفال /24)
اهداف و ضرورتهاي اين تحقيق:
انسان
موجودي است كه براي رسيدن به سعادت و خوشبختي نيازمند الگو، اُسوهي نيكو
ميباشد كه بتواند با پيروي از او عقل و فطرت خود را شكوفا كند و زمينهي
خوشبختي خويش را فراهم نمايد. براي رفع اين نياز حياتي، خداوند متعال،
پيامبرش را بهعنوان اسوه حسنه معرفي مينمايد. بر اين اساس مسلمانان موظف
هستند كه تمام ابعاد شخصيت آن حضرت را مورد تحقيق قرار دهند تا مقدمه پيروي
از ايشان براي آنان فراهم آيد.
راه صحيح مبارزه با مفاسد اجتماعي، بهترين عامل در جلوگيري از توسعه و گسترش آن است. حال در اين جا چند سئوال مطرح ميشود:
1- پيامبر چه راهكارها و روشهايي را براي مبارزه با مفاسد اجتماعي اتخاذ كردند؟
2- نحوهي برخورد و استقبال اعراب از اين مهم چگونه بود؟
3- دشمنان پيامبر در اين زمينه، چه كساني بودند وچه حربهها و فعاليتهايي را براي متوقف كردن آن به كار بستند؟
4- سرانجام اين مبارزه چه شد و كدام گروه و دسته از مردم از استقرار آن در جامعه خشنود و راضي بودند؟
توضيح واژهي فساد:
كلمهي
فساد نقيض كلمهي صلاح است. اين واژه در زبان فارسي نيز همين معنا را دارد
و اصولاً اين كلمه از زبان عربي به فارسي منتقل شده است. در لغتنامه
دهخدا؛ فساد يعني تباه شدن، ضد اصلاح وشرارت و بدكاري ميباشد. از بررسي
آيات قرآني استفاده ميشود كه؛ هر عملي كه انسان و جامعهي بشري را از
رسيدن به سعادت واقعي دور كند، فساد نام دارد و واژهاي كه در قرآن مقابل
فساد به كار برده شده است صلاح است:
«وَ إِذَا قيلَ لَهُمْ لا
تُفْسِدُوا في الأَرْضِ قَالُوا إِنّمَا نَحْنَ مَصْلِحُونَ»«و هنگامي كه
به آنان گفته شود در زمين فساد نكنيد، ميگويند ما فقط اصلاح كنندهايم»
(بقره / 11)
توضيح واژهي مفاسد اجتماعي:
تعريف مفاسد اجتماعي عبارت
است از عواملي كه سبب تباهي و نابودي جامعهي بشري ميگردند و آن را از
مسير سعادت وخوشبختي مادي و معنوي خارج ميكنند و حالت غير ضروري و آشكار
دارند.
عوامل تأثير گذار در انتخاب شيوه مبارزه:
به نظر ميرسد دو عامل مهم و اساسي در گزينش شيوه مبارزاتي پيامبر اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) دخالت دارد كه عبارتند از:
1- هدف از مبارزه
2- عنصر زمان و مكان.
الف) هدف رسول اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) از مبارزه با مفاسد اجتماعي:
رساندن انسان و جامعه بشري به فلاح و رستگاري ميباشد. به بيان ديگر هدف
از مبارزه پيامبر اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) با مفاسد اجتماعي؛
تغيير وضع موجود و ايجاد هويت جديد براساس توحيد در تمام ابعاد انساني بوده
است.
ب) عنصر زمان ومكان؛ رعايت ودر نظر گرفتن اين مهم از عوامل اصلي انتخاب روش در مبارزه بوده است.
شيوه مبارزه پيامبر گرامي اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) با مفاسد اجتماعي قبل از بعثت:
الف) دوران كودكي تا ورود به اجتماع: مقطع
اول زندگي ايشان، دوران كودكي است كه هشت سال اول عمر شريف ايشان را تشكيل
ميدهد. به يك حادثه در اين مقطع كه حكايت از روح مبارزه با خرافات و
داشتن انديشه توحيدي در ايام كودكي او دارد اشاره ميشود. روزي كه سن آن
حضرت از چهار سال تجاوز نميكند از حليمه سعديه (مادر رضاعي خود)درخواست
نمود كه همراه برادران رضاعي خود به صحرا برود. حليمه ميگويد: فرداي آن
روز محمد را آماده كردم و براي اينكه ديوهاي صحرا به او صدمه نرسانند يك
مهر يُمني كه در نسخ قرار گرفته بود براي محافظت او به گردنش آويختم. آن
حضرت مهره را از گردن در آورد و گفت: «مَهلأ يا اُمّاه فإنّ معي مَن
يَحْفِظْني» مادرجان آرام باش! خداي من كه همواره با من است، نگهدار و
حافظ من است.
ب) ورود به اجتماع تا بعثت:
كه از همان اوايل ورود حضرت به خانه ابوطالب (بعد از رحلت عبدالمطلب) يعني
8 سالگي تا 40 سالگي بايد مورد بررسي قرار گيرد. بعضي از حوادث اين دوران
عبارتند از : سفر حضرت محمد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) با حضرت
ابوطالب(علیه السّلام) و برخورد ايشان با بحيراء زماني كه از ايشان درخواست
سوگند به لات و عزّي ميكند، ايشان ميفرمايند: مرا به لات و عزي قسم مده
كه چيزي در نظر من مغبوضتر و پستتر از اين دو نيست. در اين گفتگو
پيامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نسبت به شرك و بتپرستي اظهار تنفّر
مينمايد، زيرا سرچشمه مفاسد، شرك و بتپرستي است. و نمونهي ديگر:
سيره
آن بزرگوار چنان بود كه مورد علاقه و محبت همگان قرار گرفته بود. همين
محبوبيت بود كه قريش را از جريان نصب حجرالاسود نجات داد.
بنابراين روش
مبارزه پيامبر اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) با مفاسد اجتماعي قبل از
بعثت، زير سؤال بردن بتپرستي و خرافات و ايجاد شك و ترديد در اعتقادات
انحرافي و اظهار عبوديت نسبت به خداوند، هجرت از محيط گناه استفاده از
فرصتها و بهره بردن از نقاط مثبت مردم و معاشرت و راهنمايي و هدايت آنان
با حُسن خلق بوده است.
شيوه مبارزه پيامبر اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) با مفاسد اجتماعي از بعثت تا هجرت:
الف) بعثت و مبارزه فرهنگي با ريشههاي مفاسد اجتماعي:
پيامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در 40 سالگي مبعوث به رسالت شد
تا جامعه مرده آن روزگار را حيات مجددي بخشد. در مبارزه با مفاسد اجتماعي
در مقطع تاريخ بعثت تا هجرت (در طول13 سال) يك مبارزه فكري و فرهنگي بوده
است. رسول گرامي اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در مكه از هر گونه
مبارزهي فيزيكي و درگيري و جنگ با دشمنان خودداري نمود و تمام تلاش خود را
متوجه ريشههاي مفاسد آن عصر كرده بود.
ب) مرحله اول: مبارزه مخفي:
مخفي بودن دعوت ومبارزه در اين چند سال به خاطر ترس از دشمن و خوف از جان
نبود، بلكه رسول خدا ميخواست براي آئين جهاني خود از نظر كميت و كيفيت و
بلكه از جهت آمادگي روحي و افكار عمومي، زمينهاي را فراهم سازد و در فرصت
مناسب دعوت و مبارزه را علني و آشكار سازد. به بيان ديگر، رسول گرامي اسلام
با توجه به شرايط زماني و مكاني، مبارزه خود را بهصورت مخفي شروع نمود و
باز به همين دليل به اين روش پايان داد و مبارزه علني را شروع نمود.
ج) شروع مبارزه علني و آغاز مرحلهي دوم:
لازم به ذكر است عدهاي از مفسرين، شروع مرحله دوم را با نزول آيه 214
شعراء ميدانند: «و اَنْذِر عشيرتك الاقربين: خويشاوندان نزديك خود را از
عذاب الهي بترسان.» بعد از اينكه هستهي مركزي مبارزه شكل گرفت و زمينه
مساعد جهت علني شدن وعمومي شدن دعوت به آئين اسلام فراهم گرديد، آن حضرت
اقدام به دعوت از اقوام و خويشان خود به آئين اسلام كرد و اين اولين حركت
رسول گرامي اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در مرحله جديد بود.
بعد
از دعوت نزديكان، نوبت به سخن گفتن با مردم ميرسد. آنچه اهميت دارد اين
است كه آن حضرت با لسان انزار و بشارت شروع نموده و مردم معمولي را مورد
خطاب قرار داده است. او براي ايجاد تحول در جامعه به سراغ صاحبان اصلي
جامعه ميرود و با آنان مستقيم و صادقانه سخن ميگويد و اين شيوهاي بود كه
پيامبر اكرم در شروع مبارزه علني انتخاب نمود.
1/ج ـ روشهاي پيامبر گرامي اسلام در جهت اصلاح جامعه و هدايت مردم:
1/1-
تربيت فرهنگي: براساس بينش قرآني «ظَهَرَ الْفَسادْ فِي البَرّ وَ
الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ ايدي النّاس: به خاطر كارهاي بد مردم در دريا و
خشكي فساد ظاهر گشت.» (سوره روم / 41) سرچشمه اعمال زشت و پليد مردم، عدم
تربيت صحيح آنان است و ريشه اصلي تمامي مفاسد، فراموش كردن خدا و معاد است.
لذا ايجاد يك سيستم كنترل آدمي در جهت مبارزه با مفاسد در دستور كار آن
حضرت قرار گرفت. براي رسيدن به اين هدف، اولين حركت دعوت مردم به تعقل و
تفكر بود يعني قدم اول اصلاح، انديشيدن است.
بنابراين؛ پيامبر گرامي
اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) قدم اول در مبارزه با مفاسد اجتماعي را
به از بين بردن ريشههاي مفاسد (انحرافات ديني، جهل، خرافات،تقليد از
نياكان) اختصاص داد و براي رسيدن به اين هدف مهم، مردم را مورد تربيت
عقلاني و وحياني قرار داد، تربيتي كه به انسان قدرت تشخيص حق از باطل عنايت
ميكند و معلوماتِ لازم را در اختيار آدمي قرار ميدهد، او را از عادتهاي
ناپسند و تقليدهاي مذمومي كه دارد،رهايي ميبخشد و توانايي مبارزه با
هوسهاي نفساني و شيطاني را به انسان عطا مينمايد. «هُوَ الّذي بَعَثَ فِي
الاُمّيّنَ رَسولاً مِنْهُم يَتلوا عَلَيْهِم ءايتِهي وَ يُزَكّيهِم وَ
يُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ و الْحِكمَةَ: اوست كه در ميان امّيّان [مردم مكه،
كه غالباً بيسواد بودند] فرستادهاي از خودشان برانگخت تا آياتش را
برآنان تلاوت كند و آنان را [از پليديهاي عقيدتي و اخلاقي و عملي] پاكيزه
كند و به آنان كتاب [آسماني] ومعارف ديني وعقلي آموزد.» (سورهي جمعه ـ
آيهي2 ـ كتاب آيههاي زندگي ـ حسين اسكندري)
2/1-سفير هدايت و
اصلاح:گفته شد براي مبارزه با مفاسد اجتماعي راهي جز اصلاح مردم نيست. در
اين راستا از شيوه هاي رسول گرامي اين بود كه به سراغ انسانها ميرفت و
آنها را مثل طبيبي حاذق مورد معالجه قرار ميداد و با هرحركتي كه انجام
ميداد، فسادي نابود ميشد. سفر به طائف در سال دهم بعثت و ملاقات با مردم
آن سرزمين و دعوت آنها و تحمل آزار و اذيت آنان و در نهايت هدايت نمودن
غلام مسيحي (عداس) براساس همين شيوه صورت گرفت. همچنين ملاقات آن حضرت با
شش نفر از قبيله خزرج و ايمان آوردن آنان و زمينهسازي انعقاد پيمان عقبه
اول و دوم و آماده شدن يثرب براي پذيرايي از مسلمانان و پيامبر گرامي اسلام
از ثمرات اين روش خردمندانه و عاشقانه آن حضرت محسوب ميشود.
3/1-
همراهي با محرومين: مراكز قدرت و ثروت در جوامعي كه حاكميت واقعي دين در
آنجا وجود ندارد، براي حفظ موقعيت خويش اقدام به گسترش فساد و تباهي
مينمايند. آنان براي تحكيم موقعيت خويش، براي خود عزت و عظمت ويژهاي قائل
گشته و در مقابل، محرومين و مستضعفين را مورد تحقير و سرزنش قرار ميدهد.
رسول
گرامي اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در مقابل آن دسته از مفاسد
اجتماعي كه به واسطه فاصلهي طبقاتي و شخصيتي به وجود آمده و روز به روز
گسترش پيدا ميكرد، روش همراهي با محرومين را انتخاب نمود تا فقرا و
محرومان احساس شخصيت نمايند و مستكبران از كبر و غرور خويش دست بردارند تا
مفاسدي مانند ظلم و ستم، ناامني و خشونت از جامعه دور شود.
4/1- رعايت
ادب و حسن خلق: از شيوههاي پيامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) براي
هدايت مردمي كه گرفتار اعتقادات پوچ و اعمال زشت بودند اين بود كه براساس
ادب كامل الهي از توهين در گفتار و بيان سخنان زشت براي بيان پوچي اعتقادات
مشركان كه منشأ خيلي از مفاسد بود دوري ميجستند. قرآن مجيد شخصيت اخلاقي و
انساني پيامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) را اين گونه توصيف مينمايد:
«وَ إنّك لَعَلي خُلُقٍ عَظيم: و تو اخلاق عظيم و برجستهاي داري.» (سوره
قلم /4) او در اجراي حدود شرعي و احكام الهي به هيچ عنوان با مهرباني و
رأفت برخورد نميكرد بلكه در اين ميدان بسيار قاطع بودند.
2/ج ـ شيوه پيامبر اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در مبارزه با سران فساد:
نخستين
گروهي كه با پيامبر اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) به مخالفت و دشمني
پرداختند، طبقهي ثروتمند و قدرتمند جامعه بود، زيرا اين گروه به خوبي
ميدانستند نابودي شرك و بتپرستي مساوي است با نابودي سيادت آنها بر عرب
«بنابراين دشمني قريش آشكار شد . زيرا محمد كسان را به خداي يگانه ميخواند
و بتان را تحقير ميكرد. در صورتي كه مردم قريش از اجتماع بتان در اطراف
كعبه سود ميجستند و تجارت مكه نتيجهي وجود بتان بود. بدين جهت يك دل به
دشمني او برخاستند و در صدد آزار مسلمانان بر آمدند.» (تاريخ سياسي اسلام ـ
ص 77)
روشهاي ملاء (ملاء: اشراف و بزرگان قوم) در برابر نهضت جهاني اسلام عبارت بودند از:
1- تكذيب 2- استهزاء 3- تهمت و بهتان 4- مجادله و مغالطه 5- تطميع 6- محاصره اجتماعي و اقتصادي 7- تهديد (شكنجه و قتل)
روشهاي پيامبر گرامي اسلام در برابر سران فساد:
1/2-هجر جميل و اعراض: بعد از علني شدن دعوت و مبارزه پيامبر، روش مشركان در اين مرحله، تكذيب و استهزاء و
تهمت
بود، اما روش آن حضرت «هجر جميل» بود. در تعريف هجر جميل آمده است: دوري
كردن شايسته. به اين صورت كه آن حضرت در مقابل با اين سخنان با بياعتنايي
روبهرو ميشد و در عين حال به مبارزه خويش با مفاسد اجتماعي با روشهاي
مخصوص ادامه ميداد. هجر جميل و اعراض از يك روش خبر ميدهند. «خُذِ
الْعَفْوَ وَ أَمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِض عَنِ الْجهِلِينَ: (به هر حال)
با آنها مدارا كن و عذرشان را بپذير و به نيكيها دعوت نما و از جاهلان
روي بگردان (و با آنان ستيزه مكن!)» (سوره اعراف / 199)
2/2- بلاغ مبين:
از جمله روشهايي كه مشركان و رهبران آنان در برابر پيامبر(صلّی الله علیه
و آله و سلّم) به كار ميگرفتند، روش مجادله و مغالطه بود. به اين معني كه
آنان بدون توجه به سخن حق آن حضرت و بدون تعقل وتفكر و با عناد و سرسختي،
سخناني مطرح مينمودند كه عوام را به غلط ميانداختند. اما پيامبر
اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در برابر اين روش از شيوه «بلاغ مبين»
استفاده ميكرد. بلاغ مبين يعني هيچ ابهام و خفايي در كلام نبوده و در بيان
حقيقت چيزي كم گذاشته نشود. آن حضرت با اين روش موفق شد، مجادله و مغالطه
مدافعان جامعه جاهلي آن عصر را بيتأثير كند.
3/2- استقامت و هجرت:
در اين مرحله، سران قريش، تطميع و تهديد را دستور كار خويش قرار دارند. در
ابتدا از روش تطميع استفاده كردند و بر اين اساس تصميم گرفتند حضرت
محمد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) را با دادن مناصب، ثروت و تقديم هدايا و
تسليم زنان زيبا از دعوت به خدا و مبارزه با مفاسد منصرف نمايند. در يكي
از اين صحنه ها وقتي ابوطالب پيام سران قريش را به استحضار حضرت رساند،
ايشان فرمودند: عموجان به خدا سوگند هر گاه آفتاب را در دست راست من و ماه
را در دست چپ من قرار دهند (يعني سلطنت تمام عالم را در اختيار من بگذارند)
كه از تبليغ آيين و تعقيب هدف خود دست بردارم، هرگز حاضر نخواهم شد.
وقتي
روش تطميع ثمر نداد، اشراف و بزرگان قريش روش تهديد را در پيش گرفتند.
تهديد آنان از آزار و اذيت بدني شروع شد و در نهايت به تصميم آنان به قتل
پيامبر اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) ختم شد. از انواع آزار و
اذيتهايي كه به پيامبر و يارانش تحميل شد ميتوان به: محاصرهي اقتصادي ـ
اجتماعي 3 سالهي مسلمانان در درّهي شعب ابي طالب اشاره كرد.
در
مرحلهي نهايي تهديد، جان پيامبر اسلام در خطر افتاد. هجرت رسول گرامي
اسلام روشي بود كه آن حضرت در راه رسيدن به هدف مقدس خويش (مبارزه با مفاسد
اجتماعي و اصلاح فرد و جامعه) در برابر آخرين روش سرانِ شرك كه كشتن آن
حضرت بود، انتخاب كرد. موفقيت پيامبر اكرم در اين مقطع، مرهون تدبير آن
حضرت در استفاده از فرصت ملاقات با گروهي از اهل يثرب در سال يازدهم كه
منجر به مسلمان شدن و نهايتاً بيعت آنان با پيامبر اكرم(صلّی الله علیه و
آله و سلّم) در سال هاي دوازدهم و سيزدهم گرديد، ميباشد.
شيوه مبارزه پيامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) با مفاسد اجتماعي پس از هجرت:
ـ تشكيل حكومت ديني:
«رسول ميآيد آن هم در جزيره العرب، تا فساد برخاسته از اين تمدنهاي مسلط
و قدرتهاي مهاجم را اصلاح نمايد. سه سال فقط در كنار كعبه نماز ميخواند،
آن هم با علي و خديجه. نگاه وگوش و ذهن خود را به خود ميگيرد، تا آنها را
به تفكر و تعقل و انتخاب وا دارد. بدين سان پراكندهها را جمع مينمايد و
اين گونه قدرت فراهم ميشود ونوبت به توزيع و تنظيم قدرت ميرسد كه
ميتواند نه تنها حكومت كه شكل و نوع آن را نيز مشخص نمايد.از نوع برخورد
وهدايت و تربيت رسول و از نوع تشكّل و تجمع و سازماندهي رسول و از شكل
مبارزه و جهاد و تنظيم نظامهاي اجتماعي، سياسي، اقتصادي و حقوقي و تشريع
شرايع و قوانين، حكومت ديني آن مشخص ميشود.» (از معرفت ديني تا حكومت
ديني ـ ص 107 تا 103)
بنابراين؛ با ورود رسول خدا(صلّی الله علیه و آله
و سلّم) به شهر يثرب، مقطع مهم و سرنوشتساز مبارزه پيامبر اكرم(صلّی الله
علیه و آله و سلّم) با مفاسد اجتماعي شروع ميشود. براي آن حضرت تحقق
ولايت سياسي و حكومت ديني، قدرت انجام اصلاحات را در همهي زمينهها
بهوجود ميآورد و از طرف ديگر اين حركت، ساختار فاسد سياسي آن عصر را
متحول نمود.
اقدامات و شيوههاي پيامبر اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در مبارزه با مفاسد اجتماعي در شهر مدينه: مسجد؛
مركز جنبش اصلاحي نبوي. پيامبر اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) لازم
ديد اولين اقدام او در مدينه ساختن مركزي باشد كه روح توحيدي را در تمام
اعمال و رفتار فردي و اجتماعي مسلمانان حاكم نمايد.در نگاه پيامبرگرامي
اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) مسجد، تنها يك مركز پرستش ظاهري نبود
بلكه مساجد مكانهايي بودند كه اساسيترين موضوعات و مسائل مربوط به اداره
جامعه در آنها مطرح ميگرديد.
مبارزه با تفرقه وايجاد وحدت: در عصر
جاهلي محور زندگي مردم را قبيله و تيرههاي آن تشكيل ميداد. آن چيزي كه
عرب را به هم پيوند ميداد يا از يكديگر بيگانه ميساخت، تيره و قبيله بود.
با اين وضعيت معلوم بود كه تلاشهاي رسول اكرم(صلّی الله علیه و آله و
سلّم) ثمر نخواهد داد و لذا آن حضرت براي حل مشكل اختلاف و تفرقه دست به
ابتكار جالبي زد و آن اين بود كه ميان دو گروه قحطاني (عرب يثرب) و عدناني
(عرب مكه) بر پايه ومحور اسلام،عقد برادري جاري نمود. با اين شيوه، اختلاف
و تفرقه ميان پيروان پيامبر اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) از بين
رفت و وحدت ديني جايگزين آن شد.
دشمن شناسي و جهاد: شناخت دشمناني كه
بيشترين نقش را در توليد مفاسد و گسترش آن در اجتماع آن دوران داشتند و
تهديد اصلي بر عليه موجوديت نظام اسلام نبوي به شمار ميآمدند و در معرفي
آنان به مسلمانان و انتخاب شيوه مناسب مبارزه با هر كدام، در دستور كار آن
حضرت قرار گرفت كه به اين وسيله موانع مهم راه اصلاح جامعه انساني آن عصر
برداشته شود و عوامل ايجاد گسترش فساد نابود گردند.
«برخلاف ادعاهاي دشمنان، اسلام دين زور و شمشير نيست كه با اجبار و اكراه مردم را وادار به پذيرش آن بكند زيرا:
1- نصوص قرآني اجبار در پذيرش دين را رد ميكند؛ (لا اِكْراهَ فِي الدّينِ: سوره بقره / 256)
2-
تقدم جهاد فكري بر جهاد مسلحانه؛ پيامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) به
لشكريان اسلام چنين ميفرمودند: «جنگ و ستيزه نكنيد، مگر اينكه نخست مردم
را به اسلام دعوت كرده باشيد.»
3- قسم به قلم نه به شمشير؛ در قرآن به
قلم كه وسيلهي جهاد فكري است ارج نهاده شده است انّ وَ اْلقَلَمِ وَ ما
يَسْطُروُنَ: سوره قلم / 1) (البته قلم و نوشتاري كه حق باشد، منظور آيه
است.)
4- آمادگي دائمي براي صلح: اسلام در همهي زمانها، آمادهي زندگي
توأم با آرامش و صلح با ديگر مذاهب آسماني است (سورهي آلعمران / 64)
در عين حال به دلايلي حكم مترقي جهاد را صادر كرد: (آخرين سفر ـ ص 102 ـ 101)
الف) مطابقت جهاد با فطرت
ب) برداشتن موانع تبليغ دين
ج) برداشتن موانع عبوديت
د) از بين بردن شرك
هـ) دفاع از حكومت اسلامي
و) آزمايش مدعيان
بحثي كوتاه پيرامون دشمنان حاكميت ديني و روشهاي پيامبر اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در مبارزه با آنان:الف) قبايل نيمه وحشي اطراف مدينه؛
تمام زندگي آنان عبارت از جنگ و خونريزي و غارت بود. پيامبر با دو شيوهي
پيمان بستن (در مورد قبايلي كه نشانهاي از صلاح و هدايت بود) و تسليم
نمودن (قبايل سركش و ظالم) اطراف مدينه را براي مسلمانان، محيط امن قرار
داده و راه جهاد بر عليه مشركان مكه فراهم گشت.
ب) مشركان مكه:
آنان كينهي عميقي از رسول گرامي اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم)
داشتند و منتظر فرصت انتقام بودند. رسول گرامي اسلام(صلّی الله علیه و آله و
سلّم) تشخيص داد كه نبايد به آنان فرصت حمله و تعرض را بدهد، بلكه بايد
تهاجم كند. بنابراين در طي چهار مرحله، عقيدهي شرك و بتپرستي را در
نيرومندترين پايگاه شبه جزيره عربستان نابود گردانيد. مرحلهي اول: تمرين
نظامي و قدرتنمايي حكومت ديني به مدت يكسال.
مرحلهي دوم: نزول آيهي:
أُذِنَ لِلَّذينَ يُقْتِلونَ بِأَنَّهُمْ ظَلِمُوا وَ إنَّ اللهَ عَلي
نَصْرِهْمِ لَقَديرٌ: به كساني كه جنگ بر آنان تحميل شده، اجازه جهاد داده
شده است؛ چرا كه مورد ستم قرار گرفتهاند و خدا بر ياري آنها تواناست:
(سورهي حج / 39) كه به اين تربيت اذن قتال و جهاد بر عليه مشركان صادر
گرديد.
مرحلهي سوم: افتادن ابتكار عمل به دست مسلمانان و عقد پيمان صلح
حديبيه و نيز معاهدهي صلح با مشركان مكه و مرحلهي چهارم: نقص عهد مشركان
كه منجر به فتح مكه شد.
ج) يهود: «دين
يهود چند قرن پيش از ظهور اسلام در عربستان نفوذ يافت و بعضي نقاط يهودي
نشين پديد آمد كه از همه معروفتر، يثرب بود كه بعدها مدينه ناميده شد. در
فدك و خيبر نيز نقاط يهودينشين پديد آمد. (يهودان يثرب سه طايفه بودند:
بنينضير، بنيقينقاع و بنيقريظه)» (زندگاني محمد، ج 2، ص 523)
يهوديان
برتري خاصي (مادي، علمي و ديني) بر اعراب داشتند. با هجرت پيامبر(صلّی
الله علیه و آله و سلّم) به مدينه، هر چند ابتدا آنان اظهار خوشحالي
مينمودند ولي كمكم احساس كردند دوران برتري آنان بر اعراب تمام شده است.
بنابراين شروع به كارشكني بر عليه پيامبراكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم)
و مسلمانان كردند. «دشمني يهود با مسلمانان از دشمني قريش سختتر است زيرا
يهودان بيشتر از مردم قريش به دين خود دل بستهاند و دانش و هوششان از
آنها افزون است. محمد نميتواند با آنها قرارداد صلح ببندد زيرا در جنگها و
زد و خوردهاي گذشته، هميشه يهودان از مسلمانان شكست خوردهاند و اگر از
جانب هر قبيله و قومي كمكي به آنها برسد، براي گرفتن انتقام، كمر ميبندند.
بنابراين بايد نفوذ يهودان را از ريشه برانگيخت تا مسلمانان از بابت آنها
نگران نباشند. به اين منظور پيامبر بايد به سرعت اقدام كند تا يهود با
استمداد از دشمنان محمد(صلّی الله علیه و آله و سلّم)، قدرتمند نشود.»
(تاريخ سياسي اسلام، ص65) در اين جا به روشهاي آن حضرت در برابر اين دشمن
پرداخته ميشود.
انعقاد پيمان با يهوديان مدينه: اين روش در آغاز ورود
پيامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) به مدينه در دستور كار حضرت بود، زيرا
در آن زمان ميان مسلمانان و يهوديان به علل مختلف تفاهم وجود نداشت. ولي
به مرور زمان، يهوديان با مشاهده قدرت روز افزون مسلمانان نقض عهد كردند.
پاسخ
گويي به شبهات و سوالات يهوديان: حركت قدرتمند پيامبر در برابر نقشهي
يهوديان كه به منظور متزلزل كردن شخصيت پيامبر با طرح سئوالات پيچيده مذهبي
و تاريخي بود.
تلاش در جهت خنثي نمودن توطئهي تفرقه: يهوديان به فكر
افتادند با جنگ دوباره بين دو قبليه اوس و خزرج مسلمانان را دچار تفرقه
كنند. اما پيامبر با آگاه نمون مسلمانان از ضررهاي اختلاف، مانع از موفق
شدن آن شد.
اخراج قبيلهي بنيقينقاع از مدينه: كه اين قبيله با جنگ
سرد تبليغاتي و نشر شعارهاي زننده،عملاً پيمان عمومي سال اول هجري را زير
پا گذاشتند. آنها بهدنبال محاصرهي اقتصادي، تسليم شده و از مدينه اخراج
شدند.
اخراج قبيله بنينضير: به علت توطئهي ترور پيامبر.
نابودي آخرين لانه فساد در مدينه (بعد از جنگ احزاب) و
تسخير آخرين مركز يهوديان حجاز و پايان زندگي نظامي يهوديان.
د) منافقين: كساني كه در داخل مردم بودند، به زبان ايمان آورده، اما در باطن ايمان نداشتند.
ـ شيوه دشمني منافقان و روشهاي پيامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در برابر آنان:
ـ شيوههاي دشمني منافقان در برخورد با مسلمانان و نظام ديني از نظر قرآن:
1- استهزاء و تحقير مؤمنان
2-
تضعيف رهبري نظام اسلامي (از راهِ ايراد گرفتن از رفتار پيامبر، سادهلوح
خواندن ايشان، نپذيرفتن حكم و مخالفت با دستورات آن حضرت)
3- دوستي با بيگانگان و دشمنان نظام اسلامي
4- فرصت طلبي
5- خدعه و نيرنگ و نفوذ
6- ايجاد اختلاف و تفرقه (از طريق تضعيف باورهاي ديني و تضعيف رهبري نظام)
7- تهديد امنيت اجتماعي
8- ايجاد مشكلاتِ اقتصادي
9- ترور.
شيوه مبارزه پيامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) با سقاق: 1-
افشاگري: معرفي خط نفاق و بيان روشهاي آنان و آگاه نمودن مردم از خطرات
اين گروه و افشاي اهداف اين جريان از شيوههاي پيامبر گرامي اسلام(صلّی
الله علیه و آله و سلّم) در مبارزه با منافقان است. «يَحْذَرُ
الْمُنَفِقُونَ أَن تُنزَّلَ عَلَيْهِمْ سورَةٌ تُنبِّئَهْم بِما في
قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهِزُدوا إِنّ اللهَ مُخْرِجٌ مّاتَحْذَرُونَ:
منافقان از آن بيم دارند كه سورهاي بر ضد آنان نازل گردد،و به آنها از
اسرار درون قلبشان خبر دهد.بگو: استهزاء كنيد! خداوند،آنچه را از آن بيم
دارند، آشكار ميسازد!» (توبه / 64)
2- اقدامات مناسب در برابر روشهاي
منافقان:مثلاً القاي شبهه از روشهاي منافقان بود و در مقابل پيامبر(صلّی
الله علیه و آله و سلّم)، با شبهات آنان با منطق و استدلال پاسخ ميگفت و
اجازه تأثير گذاري نميداد. ايجاد تفرقه و اختلاف از روشهاي ديگر منافقان
بود كه پيامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در مقابل، همگان را به وحدت
حول محور توحيد دعوت مي نمود.
3- مدارا و قاطعيت: رفتار پيامبر اسلام
در مرحلهاي كه دشمني منافقان حالت فردي و تبليغي و فرهنگي داشت، بر محور
مدارا و ملايمت بوده است تا حقوق شهروندي نيز رعايت شده باشد. اما پيامبر
آنجايي كه تلاشها سازمان دهي شده عليه نظام ديني بود، با قاطعيت با جريان
نفاق روبهرو ميشد.
هـ) مسيحيان: «مسيحيت در قرن چهارم ميلادي در
نتيجه دعوت و كوشش پيشوايان دين مسيح در عربستان نفوذ كرد. ولي بايد گفت كه
در آن سرزمين پيشرفت چنداني نكرد، در هر حال اگر چه اعراب به دينِ مسيح
اقبال چنداني نكردند ولي روابط بسياري كه مردم عربستان با روم شرقي داشتند،
آنها را تا حدي زير نفوذ مسيحيت قرار داد.» (تاريخ سياسي اسلام، ص 64)
ميتوان اين گونه گفت: همان گونه كه يهوديان همكاري دوستانه با مشركان در
آن زمان داشتند، مسيحيان هم متمايل به اين گونه ارتباط با مسلمانان بودند.
ـ روش پيامبر گرامي اسلام در برابر مسيحيان
مهمترين آنها عبارتند از:
- بيان انحرافات مذهبي مسيحيان و معرفي مسيحيت واقعي
- تشريح نقش دانشمندان مسيحي در انحرافات اسلام
- پاسخ به شبهات مطرح شده توسط مسيحيان
- اعزام مبلغان ديني جهت تبيين حقايق اسلام
- نوشتن نامه به پادشاهان مسيحي و دعوت آنان به اسلام
- اعزام سفيران نور هدايت.
پيامبر
اسلام موضوع دعوت به اسلام را مانند ساير مسائل حساس اجتماعي در يك شوراي
بزرگ مطرح ساختند. سپس شش نفر از ورزيدهترين افراد را با نامههايي كه
رسالت جهاني آن حضرت در آنها منعكس شده بود به نقاط مختلف اعزام نمود.
سفيران هدايت، در يك روز عازم سرزمينهاي ايران، روم، حبشه، مصر، يمامه و
بحرين و حيره شدند.
«ولي چنان كه تاريخ ميگويد؛ هيچ يك از بزرگان و
زمامداران بيرون عربستان به اسلام نگرويدند، فقط بعضي از آنها با فرستادهي
پيامبر رفتار نكو داشتند و جوابي مناسب به نامهي او دادند.» «عجيبتر و
حيرتانگيزتر اين است كه سي سال از آن تاريخ نگذشته بود كه تمام اين كشورها
به دست مسلمانان افتاد و غالب مردم آن پيرو اسلام شدند.» (تاريخ سياسي
اسلام، ص 177 و زندگاني محمد، ج 2، ص 518)
مبارزه با جهل و ناداني:
ازجمله اقدامات مهم و اصولي پيامبر اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در
مبارزه با مفاسد اجتماعي، مبارزه با جهل و ناداني بود. زيرا جهل ريشه هر
فسادي است و با وجود جهل و ناداني هر حركتي براي اصلاح بيثمر خواهد بود.
آيات اول تا پنجم سورهي علق از خواندن و تعليم و قلم سخن ميگويد كه اهميت
توجه به تعليم و تعلم را يادآور ميشود.
مبارزه با سنن جاهلي و خرافات:
سنتهاي جاهلي، ريشه بخشي از مفاسد اجتماعي است. عرب جاهلي اعتقادات خرافي
فراواني داشت كه پيامبر با همهي آنها به مبارزه پرداخت. «ما في الجّاهلية
تحت قدمي ها تين: تمام آداب و رسوم جاهليت را زير پايم قرار دادم.» مثلاً
از سنن جاهلي اين بود كه مسئولين سياسي اجتماعي بايد از ميان پيران و كهن
سالان انتخاب شوند. رسول گرامي اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) با
انتخاب جوانان مؤمن و انقلابي مانند (عتاب بن اُسيد) براي فرمانداري مكه و
(اسامة بن زيد) براي فرماندهي لشكر اين سنت جاهلي را منسوخ نمود.
مبارزه
با فقر و اقدام در جهت ايجاد عدالت اقتصادي و اجتماعي: پيامبر(صلّی الله
علیه و آله و سلّم)ميفرمايند حاكم مسلمانان بايد مردم را به فقر نكشاند تا
سر از كفر و بياعتقادي در آوردند ـ يك ساعت اجراي عدالت بهتر است از
هفتاد سال عبادت ـ آن حضرت با تعليم آئين اقتصادي اسلام، انگيزههاي صحيح
اقتصادي را جايگزين انگيزههاي جاهلي نمود و اقدامات مؤثري را در جهت ايجاد
عدالت اقتصادي و اجتماعي انجام داد كه در اينجا به بعضي از اين اقدامات
اشاره ميشود.
الف) نفي كسب ثروت از راههاي نامشروع: «وَ يا قَومِ
اسْتَغْفِروا رَبَّكُم ثُمَّ توبوا اِلَيهِ يُرسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُم
مِدراراً وَ يزدِكُم قُوَّةً اِلي قُوَّتِكُم وَ لا تَتَوَلَّوا مُجرِمينَ.
و اي قوم من، از پروردگارتان آمرزش بخواهيد، سپس به سوي او باز گرديد تا
ابر و باران را بر شما فرو فرستد و بر نيروي [جاني و مالي] شما بيفزايد و
مجرم و گنهكار [از او] روي مگردانيد.» (سورهي هود / 52 ، آيههاي زندگي،
حسين اسكندري)
فعاليتهاي ناسالم اقتصادي كه مورد تحريم قرار گرفت
عبارتند از: ربا، رشوه، قمار، دزدي، خوردن مال يتيم، كمفروشي، احتكار،
نيرنگ در معاملات، غصب، فروش مشروبات الكلي و مجبور نمودن كنيزان به فحشاء
براي كسب ثروت. از ميان راههاي نامشروع كسب ثروت، اسلام قاطعترين و
شديدترين برخورد را با ربا داشته است. ربا، فاسد كنندهي پايه هاي پيشرفت و
رشد اقتصادي و اجتماعي است. ربا آنقدر اثرات زبانبار دارد كه خدواند ربا
خوار را كسي معرفي مي كند كه به جنگ با خدا و رسول آمده است.
ب)
مالياتهاي اسلامي؛ كه در جهت رسيدن به عدالت اقتصادي و تعديل ثروت هاو
توازن اجتماعي و مبارزه با تكاثر و انباشته شدن ثروت و ايجاد رفاه نسبي
براي عموم مسلمانان و ريشه كن كردن فقر و محروميت، نقش ويژهاي دارند. اين
مالياتها عبارتند از :
1- زكات «قرآن در بسياري جاها زكات را با نماز
قرين ميسازد: وَ اَقيموا الصَّلواةَ و آتَوا الزَّكوةَ وَ ارْكَعُوا مَعَ
الرّاكِعينَ (سوره بقره / 43)» (زندگاني محمد، ج 2، ص 728)
2- خمس
3- جزيه
4- خراج يا ماليات اراضي.
ج)
انفاقات؛ پيامبر گرامي اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) به ثروتمندان
يادآور ميشد كه آنها امانت دار خداوند هستند نه مالك ثروت كه طبق ميل خود
عمل نمايند.
د) مبارزه با بيكاري و ايجاد زمينه اشتغال؛ پيامبر(صلّی
الله علیه و آله و سلّم) مسلمانان را به تلاش اقتصادي مفيد توصيه مينمود و
ميفرمود: «كسي كه بار زندگي خويش را بر دوش ديگران نهد، ملعون است.» بعضي
از اقدامات پيامبر در جهت اشتغال مسلمانان عبارتند از :
1- عقد قراردادهاي مزارعه و مساقات بين مهاجرين و انصار
2- لغو انحصار تجارت و
3- واگذاري املاك آباد يا باير به مردم به منظور آباد نگه داشتن يا آبادكردن.
هـ)
شيوههاي مصرف؛ پيامبر گرامي اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در راه
رفاه عمومي و عدالت اقتصادي، بر تنظيم و كنترل مصرف مسلمانان تأكيد
داشت.توصيه پيامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در مصرف، اعتدال و كفاف
بود.
8- مبارزه پيامبر گرامي اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) با
مفاسد اخلاقي و فرهنگي در مدينه؛ نقطه اوج تلاش رسول خدا براي اصلاح
جامعه، مبارزه با مفاسد فرهنگي و اخلاقي بود. تعدادي از مفاسد اخلاقي و
فرهنگي آن دوران عبارتند از : زنا، كشتن دختران و فرزندان، دزدي، شراب،
قمار، بيحجابي،تهمت، دشمني، غيبت، دروغ، خيانت، مكر و حيله، نقص عهد،
غارتگري، تحقير زن و آداب و رسوم جاهلي در مورد نكاح و طلاق و ...
مهمترين شيوههاي پيامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در مبارزه با مفاسد اخلاقي:
الف) معرفي عوامل اصلي فساد در جامه بشري و تبيين روش مبارزه با آنها؛ مبارزهاي
كه به خاطر اهميت آن رسول خدا، نام مقدس جهاد را براي آن انتخاب نمود و
حتي آن را جهاد اكبر ناميد. عوامل اصلي فساد كه بهعنوان دشمن اصلي معرفي
شدهاند عبارتند از :
1-ابليس و ذريّه او
2- نفسِ سركش انسان.
و دو ركن اساسي جهاد اكبر: ذكر خدا و يا مرگ ميباشد (از ديدگاه پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) )
ب) تحريم شراب و قمار، گامي بزرگ در اصلاح جامعه.
اولين قدم در مبارزه با اين فاسد، بيدار كردن افكار عمومي وتوجه دادن
جامعه به ضررها و مفاسد شراب بود تا آمادگي روحي و انگيزه دروني در مردم
ايجاد شود و زمينه اقدامات بعدي فراهم گردد. پيامبر اكرم(صلّی الله علیه و
آله و سلّم) در مبارزه با شرب خمر به سخن وموعظه و تذكر اكتفا ننمود، بلكه
براي آن حدّ شرعي مقرر فرمود و دستور داد: «اگر كسي شرب خمر كرد او را
تازيانه بزنيد و اگر براي مرتبه دوم اين كار را كرد مجدداً او را تازيانه
بزنيد و اگر براي مرتبه سوم به اين عمل اقدام كرد او را بكشيد.»
ـ
مفسدهي قمار؛ مفاسد فراواني از قمار توليد ميشود. از قبيل: تيرگي روابط
اجتماعي، از دست رفتن سرمايههاي مادي افراد،از هم گسيختن زندگي خانوادگي،
بهوجود آمدن زمينه جنايت، دزدي، خيانت به اموال و نواميس مردم، ايجاد
بيماري هاي عصبي و جسمي و ...
ج) تبيين شخصيت و احياي حقوق زن. يكي
از مهمترين مفاسد اجتماعي دوران بعثت، نگاه جامعه به زن و رفتار با او
است. پيامبر گرامي اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در برنامه اصلاحي
خويش به تحول در اين نگاه و رفتار در مورد زنان اهميت فراواني داد.
ـ
بُعد اول: اصلاح نگرش جامعه به زن. بعضي از دانشمندان گمان دارند كه اسلام
حقوق زن را پايمال كرده زيرا براي او از ميراث نصف سهم مرد معين كرده است.
بهعلاوه به يك مرد اجازه داده چهار زن بگيرد، طلاق را بهدست مرد قرار
داده و اختياراتي براي وي قائل شده كه زن از آن بينصيب است و در نتيجه زن
از بسياري حقوقي كه به مرد داده شده است محروم ميباشد.» (تاريخ سياسي
اسلام، ص 199)
در قرآن مجيد آيات فراواني پيرامون شخصيت زن وجود دارد.
پيامبر با بيان اين گونه آيات مانع از بروز مفاسد اجتماعي بسياري در آن
زمان شد و شخصيت واقعي وحقيقي زن را به جامعه آن روز معرفي نمود.
بعد
دوم: احياي حقوق زن در جامعه. پيامبر اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم)
با تبيين حقوق زن در بخشهاي مختلف، گام بزرگي در جهت اصلاح روابط اجتماعي
برداشت. در اينجا به مسائل مهم و اساسي حقوق زن بهطور خلاصه اشاره ميشود:
زن در صحنههاي گوناگون اجتماعي. «يكي از كارهاي درخشان اسلام، نجات
زن از افكار پوسيده جاهلي و باز گرداندن وي به اصل و حقيقتي كه بر آن خلق
شده، ميباشد؛ زن در قرآن، همان زن در خلقت است كه هيچ افراط و تفريطي در
آن نيست. اسلام، زن را در خلقت مساوي با مرد ميداند. «اي مردم، از
پروردگارتان كه شما را از نفس واحدي، آفريد و جفتش را نيز از آن نفس واحد
آفريد و از آن دو مردان و زنان بسياري پراكنده كرد، پروا داريد. سوره نساء /
1» (آخرين سفر رسول خدا، ص 69)
پيامبر گرامي اسلام(صلّی الله علیه و
آله و سلّم) حضور زن در اجتماع را مشروط بر رعايت قوانيني اعلام نمود از آن
جمله: پوشش، نگاه نكردن به مردان نامحرم، سخن گفتن غير مهيج و راه رفتن
آرام و .....
جلوهاي از اين سخنان گوهربار و توصيههاي پيامبر(صلّی
الله علیه و آله و سلّم)، در سخنان امام(ره) اين گونه آمده است: «زن مربي
جامعه است. از دامن زن انسانها پيدا ميشوند. سعادت و شقاوت انسانها
بسته به وجود زن است. زن با تربيت صحيح خودش انسان درست ميكند و كشور را
آباد ميكند.» (امام خميني و الگوهاي دين شناختي در مسايل زنان، سيد ضياء
مرتضوي) اهميت مسئله نيكو شوهرداري و تربيت اولاد، به خاطر اثرات سازندهاي
است كه اين مسئله در سعادت و خوشبختي جامعه دارد.
2- حقوق زن در
خانواده. در عصر جاهليت كمترين توجه و عنايتي به اراده و خواست دختر در امر
ازدواج نميشد. بعد از ازدواج و تشكيل خانواده،زن مقهور اراده و تمايلات
مرد بود و در نهايت اين ازدواج، يا به مرگ شوهر خاتمه پيدا ميكرد يا به
طلاق. به همين جهت رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) يك نظام انساني
براي زن و مرد در خانواده ايجاد كرد كه با اجراي آن، خانوداه به كانوني جهت
رشد و تعالي و سرچشمه فضايل انساني تبديل شود.
«بنابراين پيامبر(صلّی
الله علیه و آله و سلّم) پس از سفارش به رعايت تقوي در حفظ و نگهداري زن،
به دو حق از حقوق متقابل زندگي زناشويي اشاره فرمود: اول حق مرد بر زن،
مصون و محفوظ نگه داشتن نسل آينده است؛ بنابراين يك زن نميتواند با بيشتر
از يك مرد در يك زمان زندگي كند. دوم حق نفقه زن بر شوهر: ناگفته پيداست كه
اين مطالب هيچ منافاتي با استقلال اقتصادي زن ندارد «براي مردان از آنچه
(به اختيار) كسب كردهاند، بهرهاي است و براي زنان(نيز) از آنچه(به
اختيار) كسب كردهاند، بهرهاي است. سوره نساء/ 32» (آخرين سفر رسول
خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم)، ص 71)
3- تبيين حقوق دختران. تحقير و
پست شمردن دختران، يكي از افكار جاهلي و خرافي عصر بعثت بود. از جمله
دلايل آن؛ دختر نقش اقتصادي و توليدي ندارد، سربار زندگي ميباشد. قدرت
جنگيدن ندارد و عامل ننگ در اسارت و جنگها ميباشد. پيامبر گرامي
اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) اين سنت جاهلي را از گناهان كبيره كه
عذاب دردناك را به دنبال دارد معرفي نمود. (اسراء / 31) رفتار آن حضرت با
دختران خويش نيز، درس عملي به مسلمانان ميداد. به اين وسيله پيامبر(صلّی
الله علیه و آله و سلّم) بخش ديگري از مفاسد اجتماعي آن عصر را نابود ساخت.
د) نظارت عمومي (امر به معروف ونهي از منكر).
مهمترين مرحلهاي كه هدف از بعثت در آن تحقق پيدا ميكند، حاكميت معروف
(ارزشها و دستورات خداوند) در صحنه عملِ زندگي مردم ميباشد.
در مورد
نظارت عمومي، در حقيقت يك تكليف الهي است مانند ديگر تكاليف كه مسلمانان
موظف به انجام آن هستند و براساس آن اجازه دارند يكديگر را امر به معروف و
نهي از منكر نمايند. در اين زمينه، مهمترين وظيفهي حكومت اسلامي تربيت
احياگر معروف است. حال اگر احياگر معروف يا مجموعهي تربيت كنندهي آن در
نظام اسلامي وجود نداشته باشد، نتيجه آن عدم اجراي اصل امر به معروف و نهي
از منكر خواهد بود كه در اين صورت بايد شاهدِ فروپاشي و نابودي ارزشهاي
اسلامي و حاكميت مفاسد اجتماعي بود و چه زيبا قرآن مجيد ميفرمايد: «بايد
از ميان شما جمعي دعوت به نيكي، و امر به معروف و نهي از منكر كنند و آنها
همان رستگارانند.» (آلعمران / 104)
9- تأسيس نظام قضائي اسلام. در
عصر جاهليت اوضاع حقوقي و رسيدگي به جرايم و كيفرها از وضعيت نامطلوبي
برخوردار بود چنان كه زمينه بروز مفاسد اجتماعي را توسعه و گسترش ميداد و
ارزشهاي انساني را در معرض زوال و نابودي قرار داده بود . بعد از تشكيل
حاكميت ديني، از جمله اقدامات مهم پيامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم)
تأسيس نظام قضائي اسلامي و نابودي سيستم قضائي جاهليت بود.
«بهترين درس
براي تمام مسئولان جامعه اسلامي آن است كه هم خود حافظ اموال مسلمانان
بوده و حقوق آن را رعايت نمايند و هم از انسانهاي اميني كه قاطعانه از بيت
المال محافظت و نگهداري ميكنند، حمايت جدي بنمايد و اگر نه؛ عدالت دور
شده و موجب گشودن زبان ملامت و طعن دشمنان نظام مقدس جمهوريِ اسلامي و غصه و
غم براي حاميان نظام اسلامي ميگردند و از رحمت بيپايان الهي محروم
ميشوند.» (آخرين سفر رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم)، ص 54 و 68)
10-
حدود و تعزيرات. پيامبر گرامي اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) اقدام
به تعيين مجازاتهاي قانوني در برابر مفسدان نمود. اين مجازاتها بهنام
حدود و تعزيرات شناخته ميشود. «بر خلاف پندار بعضي، وجود مقدس پيامبر(صلّی
الله علیه و آله و سلّم) و اهلبيت گرامياش در مسائل اجتماعي، كوچكترين
انعطاف و بخششي نداشتند و تمام بخششها و گذشتها در مسائل شخصي است (البته
در مسائل شخصي كه وجود مصلحت بخشش مينمود و گرنه در همان مسائل شخصي نيز
با قاطعيت برخورد ميكردند.) پيامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در اجراي
حدود الهي كه مربوط به حقوق اجتماعي است، ذرهاي از خود انعطاف نشان
نميداد و با اصرار بر عفو از سوي ديگران، آن حضرت حدّ الهي را جاري
ميكرد.» (آخرين سفر رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم)، ص 54)
11-
قصاص و ديات: «وَلَكُمْ في الْقِصاصِ حَيوةٌ يأُولي الأَلْببِ لَعَلَّكُمْ
تَتَّقُونَ: و براي شما در قصاص، حيات و زندگي است، اي صاحبان خرد! شايد
شما تقوا پيشه كنيد.» (بقره / 179)
يكي از مفاسد اجتماعي عرب قبل از
اسلام، خونريزي و قتل وجنايت بود. اما قصاص در جاهليت هيچ قانونِ مشخصي
نداشت و همين امر موجب ميشد هر جنايتي، جنايتهاي فراوان ديگري را
بهدنبال داشته باشد. آن حضرت تأكيد فراواني بر زشتي و نادرستي اين رسم
جاهلي داشت و به دستور خداوند كشتن يك انسان را مانند كشتن تمام انسانها
اعلام نمود(مائده / 32) و در ادامه: قانون قصاص را جايگزين اين رفتارِ
ظالمانه و جاهلانه نمود. قانون قصاص در حقيقت تهديد جدّي براي افراد
جنايتكار و از طرف ديگر دفاعي از حقوق مظلومان بود تا همهي انسانها از
امنيت اجتماعي بهرهمند باشند.
12-ولايت و امامت استمرار مبارزه با
مفاسد اجتماعي. آخرين اقدام رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در
مبارزه با مفاسد اجتماعي، ابلاغ ولايت و وصايت حضرت علي(علیه السّلام) بود.
موضوعي كه آن حضرت از آغازِ بعثت بهآن توجه داشت و در دوران رسالت خود
مكرر حضرت علي(علیه السّلام) و فرزندان معصوم آن حضرت را به عنوان جانشينان
بعد از خود معرفي ميكرد و به اين وسيله استمرار نهضت اصلاحي خويش را با
اصل ولايت و امامت اعلام نمودند.
نتيجه گيري
پيامبر خدا (صلّی الله
علیه و آله و سلّم) توانست با توكل به خدا و سعي و تلاش خستگي ناپذير و
بيدريغ خويش جامعهي تاريك و جهل گرفتهي عرب را به سمت نور (علم و دانش،
عدالت، تقوا، ايمان و انسان شناسي و ....) سوق دهد. جامعهاي عاري از هر
گونه ظلم و ستم و فساد. اميد است ما نيز با سرلوحه قرار دادن رفتارها و
كردار پيامبر بزرگوارمان جامعهاي بدون فساد داشته باشيم.
منابع :
- آخرين سفر رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم)،- ياوري ـ سيد اسدالله،- لوح محفوظ،- 1378.
- آيه هاي زندگي،- اسكندري ـ حسين،- سروش،- انتشارات صدا و سيما،- 1381.
- از معرفت ديني تا حكومت ديني،- صفايي حايري ـ- علي- مؤسسه اطلاعات،- 1379.
- امام خميني و الگوهاي ديني شناختي در مسايل زنان،- انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزهي علميهي قم،- 1378.
- الگوي برتر،- تويسركاني ـ محمد رضا،- آرام- دل،- 1382.
- تاريخ سياسي اسلام (از آغاز تا انقراض دولت اموي)،- ابراهيم حسن ـ حسن،- جاويدان،- 1366.
- زندگاني محمد ،- هيكل ـ محمد حسين،- علي- اكبر علمي و شركاء،- ج 2.
http://www.rahebehesht.org