پرسش 170
تئودور نلدکه، پدر علم مطالعات قرآني در اروپا، ضمن قابل شمردن ارزش بلاغي قرآن، قرآن را از نظر زيبايي به هيچ روي اثر تراز اولي به حساب نميآورد. از نظر نلدکه محمد به هيچ وجه در سبکْ استاد نيست و اين تعصب مسلمانان است که يک توليد معيوب ادبي را تا حد شاهکاري بيبديل بالا بردهاند. متن بالا رو چگونه توجيه مي کنيد؟
قرآن متن ادبي نيست مثل رمان بينوايان ويكتور هوگو يا بوستان سعدي ؛ شعر و غزل سرايي هم نيست مثل ديوان حافظ يا ديوان امرء القيس و...
اصولا قرآن متني شبيه هيچ يك از سبك هاي بشري در نظم و نثر نيست.
گر چه مسجع است، ولي شعر نيست ؛ گر چه داستان هم دارد، ولي تاريخ نيست ؛ گر چه تمثيل و قصه هم دارد ،ولي رمان نيست ؛ گر چه مطالب علمي دارد ،ولي كتاب علمي نيست و...
شايد به اين جهت باشد كه نويسنده نامبرده كه به گمان او قرآن نوشته "محمد" است ، قرآن را تابع هيچ سبك شعري يا نثري يا رماني يا ... نيافته و سبك جديدي هم در هيچ كدام از زمينه هاي نامبرده نشمرده است . حرف او تا اين جا صحيح است زيرا قرآن كتاب شعر ، داستان ، تاريخ ، رمان ، علمي و ... نيست تا از يكي از سبك ها در زمينه هاي فوق پيروي كرده يا سبك جديدي پي ريخته باشد كه بعد ها توسط ديگران پي گرفته شده باشد.
قرآن در بين آثار گذشتگان و آيندگان كتاب منحصر به فردي است كه نه قبل از آن چنين كتابي آمده و نه بعد از آن چنين كتابي خواهد آمد. نه تابع سبكي بوده و نه سبك جديدي ايجاد كرده تا به خيال او "محمد" استاد سبك جديد باشد و ديگران شاگرد و ادامه دهنده سبكش؛ بلكه يگانه بي نظيري بوده كه بي نظير هم مانده است.
همان گونه كه اين نويسنده گفته، اين اثر بليغ و رسا و تاثير گذار است . هيچ كس نمي تواند بلاغت ، رسايي و تاثير گذاري آن را انكار كند اما چون قصه و رمان و شعر و تاريخ و...نيست، با آنان مقايسه نمي شود تا رديف اول در آن زمينه را كسب كند، بلكه فوق آن ها و يك سان ديگر است . قياسش با آنان و برتر شمردنش از آن ها صحيح نيست. برتر شمردن در يك زمينه فرع بر بودن در آن زمينه است و اين پايين آوردن شان قرآن و تنزل آن به يك كتاب ادبي ، تاريخي ، شعري و ... است.
اما اين كه كسي اين متن را معيوب بداند (معلوم نيست اين جمله يا جملات از نولدكه باشد) ، فقط در ادعا كافي نيست ،بلكه بايد عيبش را نشان دهد. عيب قرآن كجاست؟ آيا الفاظ زيباتر و رساتري براي اين پيام وجود دارد يا از حيث بلاغت عربي اشكال دارد يا محتوايش با هم ناهمخوان است يا محتوايش حق نيست ؟ يا ...
اول اين عيب را نشان دهند ،بعد بگويند : معيوب.
اگر قرآن معيوب بود ،مخالفان تا به حال توانسته بودند با اظهار اين عيب هم مسلمانان را سست اعتقاد كنند و هم از گرايش به اسلام جلوگيري كنند. اگر قرآن عيب و نقص داشت، كشيشان متعصب به جاي قرآن سوزي آن را چاپ مي كردند و پخش مي نمودند تا عيبش را به جهانيان بنمايند.
وقتي مي گوييم قرآن شاهكار است، يعني شاهكار بي نظيري است از جهت رسايي و همخواني آيات و سوره ها و از جهت حقانيت و تاثيرگذاري و سازندگي اش و... نه اين كه يك شاهكار ادبي محض است ،مثل رمان ويكتور هوگو يا شاهكارحماسي شعري است مثل شاهنامه يا شاهكار غزل سرايي است مثل غزليات حافظ يا...
قرآن شاهكار است اما نه به اين معاني، بلكه شاهكار است در حقانيت و در همخواني و در تاثير گذاريث و هدايتگري و ...
كسي كه قرآن را ساخته ذهن و روح محمد مي شمارد و آن را با شاهكارهاي بشري كه در زمينه هاي خاص شاهكارند ، مقايسه مي كند و دنبال پيرو براي سبك قرآن هست ، بيراهه مي رود.