پرسش 106
«مرتد» يعنى كسى كه اسلام را پذيرفته و سپس از آن باز گشته، بر دو قسم است «مرتد فطرى» و «مرتد ملى».
مرتد فطرى: به كسى گفته مىشود كه از پدر و يا مادر مسلمان تولد يافته و يا به قول بعضى در حالى كه نطفه او منعقد شده پدر و يا مادرش مسلمان بودهاند و سپس او اسلام را پذيرفته و بعدا از آن برگشته است.
مرتد ملى: به كسى گفته مىشود كه از پدر و مادر مسلمان تولد نيافته بلكه خود بعد از بلوغ اسلام را پذيرفته و سپس از آن باز گشته است.
توبه مرتد ملى پذيرفته مىشود و در حقيقت مجازات او خفيف است زيرا او مسلمان زاده نيست ولى در مورد «مرتد فطرى» حكم از اين شديدتر و سختتر است گرچه توبه او در واقع و در پيشگاه خداوند پذيرفته مىشود ولى اگر وضع او در دادگاه اسلام ثابت شود محكوم به اعدام خواهد شد و اموال او به عنوان ارث به ورثه مسلمان او مىرسد و همسر او از او جدا خواهد شد و حتى توبه كردن او نمىتواند جلو اين احكام شديد را بگيرد! ولى همانطور كه گفتيم اين سختگيرى تنها در مورد مرتد فطرى آن هم در صورتى است كه مرد باشد.
ممكن است كسانى از اين سختگيرى تعجب كنند و آن را يك نوع خشونت شديد غير قابل انعطاف بدانند كه با روح اسلام سازگار نيست.
ولى در حقيقت اين حكم يك فلسفه اساسى دارد و آن حفظ جبهه داخلى كشور اسلامى و جلوگيرى از متلاشى شدن آن و نفوذ بيگانگان و منافقان است زيرا ارتداد در واقع يك نوع قيام بر ضد رژيم كشور اسلامى است كه در بسيارى از قوانين دنياى امروز نيز مجازات آن اعدام است اگر به افراد اجازه داده شود هر روز مايل بودند خود را مسلمان معرفى كنند و هر روز مايل نبودند استعفا دهند به زودى جبهه داخلى اسلام از هم متلاشى خواهد شد و راه نفوذ دشمنان و عوامل و ايادى آنها باز خواهد شد و هرج و مرج شديدى در سراسر جامعه اسلامى پديد خواهد آمد، بنا بر اين حكم مذکور در واقع يك حكم سياسى است كه براى حفظ حكومت و جامعه اسلامى و مبارزه با ايادى و عوامل بيگانه ضرورى است.
از اين گذشته كسى كه آيينى همچون اسلام را بعد از تحقيق و پذيرش رها كند و به سوى آيينهاى ديگرى برود معمولا انگيزه صحيح و موجهى ندارد، و بنا بر اين درخور مجازاتهاى سنگين است.
و اگر مىبينيم اين حكم در باره زنان خفيفتر است به خاطر اين است كه همه مجازاتها در مورد آنها تخفيف مىيابد. (1).
آری اگر به اين واقعيت توجه كنيم كه اين احكام مربوط به كسى نيست كه اعتقادى در درون دارد و در مقام اظهار آن بر نيامده، بلكه تنها كسى را شامل مىشود كه به اظهار يا تبليغ پردازد، و در حقيقت قيام بر ضد رژيم موجود جامعه كند، روشن مىشود كه اين خشونت بى دليل نيست، و با مساله آزادى انديشه نيز منافات ندارد، و همانگونه كه گفتهايم شبيه اين قانون در بسيارى از كشورهاى شرق و غرب با تفاوتهايى وجود دارد.
توجه به اين نكته نيز لازم است كه: پذيرش اسلام بايد طبق منطق باشد، مخصوصا كسى كه از پدر يا مادر مسلمان تولد يافته و در يك محيط اسلامى پرورش ديده، بسيار بعيد به نظر مىرسد كه محتواى اسلام را تشخيص نداده باشد، بنا بر اين عدول و بازگشت او به توطئه و خيانت شبيهتر است تا به اشتباه و عدم درك حقيقت و چنين كسى استحقاق چنان مجازاتى را دارد.(2)
-------------------------------------------
(1) تفسير نمونه، ج2، ص 651
(2) تفسير نمونه، ج11، ص ۴۲۷